از پایگاه هوایی نوژه تا سنگر بیت رهبری؛ بال گشودن سرهنگ «پرویز کریمی» در حمله موشکی دشمن به پایتخت
به گزارش نوید شاهد البرز؛ دهم تیرماه سال ۱۳۵۸ در شهرستان «بهار» استان همدان، ستارهای در یک خانواده باایمان و اصیل طلوع کرد که نامش را «پرویز» گذاشتند. کودکی و نوجوانی پرویز در هوای پاک و زلال این خطه دلاورخیز و در دامن تربیتی آکنده از باورهای مذهبی و محبت اهلبیت عصمت و طهارت (ع) سپری شد. او از همان سالهای جوانی با هوش سرشار، انضباط درونی، غیرت دینی و پایبندی به منافع وطن شناخته میشد.
فصل سرنوشتساز زندگی پرویز کریمی با آغاز خدمت سربازی در نیروی هوایی ارتش رقم خورد؛ جایی که او به پایگاه پرافتخار شهید نوژه همدان اعزام شد. نظم خیرهکننده، استعداد برجسته و هوش تاکتیکی او فرماندهان وقت را متوجه این جوان متعهد کرد؛ به گونهای که بلافاصله زمینه استخدام رسمیاش در نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران فراهم آمد. پرویز دانشگاه را با موفقیت پشت سر گذاشت و مدرک کارشناسی خود را اخذ کرد و گام در مسیری گذاشت که پلههای ترقی آن را با ایثار، دانش و ممارست شبانهروزی طی میکرد.
سرداری در کسوت گمنامی؛ برگزیدهای برای سنگری حساس
پرویز کریمی تنها یک نظامی ساده نبود؛ او مصداق عینی نیروهای برجسته، مطمئن و تراز اول نیروهای مسلح به شمار میرفت. لیاقت و درایت کمنظیر او سبب شد تا به ستاد کل نیروهای مسلح منتقل شود و به واسطه تخصص، تقوا و تعهد بینقصش، در شمار «نیروهای برگزیده» برای خدمت و مأموریت خطیر در بیت رهبری انتخاب گردد.
او سالها در سنگری خدمت میکرد که ضریب حساسیت آن بسیار بالا بود. با این حال، روحیه زلال و تواضع شگفتانگیز پرویز مانع از آن میشد که کوچکترین نشانهای از جایگاه شغلی خود را بروز دهد. او اصل «رازداری امانتدارانه» را سرلوحه کارش قرار داده بود؛ به گونهای که حتی همسر و فرزندانش تا واپسین لحظات حیاتش و تا پیش از پرواز ملکوتیاش، از جزئیات و حساسیت مأموریتهای شغلی او آگاهی نداشتند. بسیاری از ابعاد خدمت و حماسههای بیصدای او، تازه پس از شهادت و با زبان همرزمانش برای خانواده فاش شد.
مهر بیپایان پدری در لابهلای مشغلههای سنگین
شغل نظامی در لایههای حساس حاکمیتی، معمولاً مجالی برای استراحت و وقتگذرانی باقی نمیگذارد؛ اما سرگرد کریمی در خانه، مظهر تام آرامش، لبخند و مهربانی بود. او علیرغم خستگی مأموریتها و فشردگی زمان، هرگز اجازه نداد مشغلههای کاری میان او و کانون گرم خانواده فاصله بیندازد.
تمام تلاش او خدمت خالصانه به همسر و حمایت همهجانبه از سه فرزندش بود. در چشم فرزندان، او پدری کوهآسا، آرامشبخش و تکیهگاهی امن بود که هر ساعتِ اندک فراغت را به خاطرهای شیرین تبدیل میکرد. او تعادل کمنظیری میان یک افسر قاطع و مقتدر نظامی و یک پدر مهربان و فداکار برقرار کرده بود.
عاشق شیدای بینالحرمین و کوی رضوی
در کنار اقتدار نظامی و محبت زلال خانوادگی، قلب پرویز کریمی از شوق ولایت و عطر زیارت لبریز بود. سفرهای مکرر به کربلای معلی، نجف اشرف و مشهد مقدس نقطه اتکای روح ناآرام و مشتاق او بود. بارها دست خانواده و برادرش را میگرفت و راهی عتبات عالیات میشد؛ و هرگاه که این فرصت دست نمیداد، به تنهایی دل به جاده زیارت میزد تا در حریم اباعبدالله الحسین (ع) و حرم شمسالشموس (ع) بار خستگیهای دنیا را سبک کند. اطرافیانش همواره میدیدند که او از صمیم جان آرزو داشت تمام لحظات زندگی و سرانجامش در مسیر همین بیرق حسینی و ولایی ختم به خیر شود.
روایت عروج در روز اول جنگ رمضان
سرانجام در نهم اسفندماه سال ۱۴۰۴، روز سرنوشت فرا رسید. با آغاز تهاجم وحشیانه و تجاوزکارانه رژیم صهیونیستی و ایالات متحده آمریکا در نخستین روز از «جنگ رمضان»، موشکهای کینه و استکبار، نقطه امید امت اسلام یعنی مقر بیت رهبری را نشانه رفتند.
سرگرد پرویز کریمی که همواره در صف مقدم انجام تکلیف و حفاظت از کیان ولایت ایستاده بود، در همان ساعات نخستین نبرد و زیر بارش آتش متجاوزان، جانانه در سنگر شرافت ایستادگی کرد و ندای حق را لبیک گفت. پیکر مطهر او در خون و آتش غلتید تا به آرزوی دیرینهاش، یعنی فدا شدن در راه ولایت و اهلبیت (ع)، دست یابد.
به پاس سالها جانفشانی، عملکرد بیبدیل و شهادت مظلومانهاش در قلب میدان نبرد، این افسر شجاع از درجه سرگردی به درجه والای سرهنگی نائل آمد؛ رتبهای که پیش از زمینیان، فرشتگان آسمان با نشان پرافتخار شهادت بر دوش او نشاندند.
امروز یاد، نام و سیره سرهنگ شهید «پرویز کریمی» به عنوان الگویی ممتاز از یک نظامی ولایتمدار، نخبه، خانوادهدوست و گمنام برای همیشه در حافظه تاریخ ایران اسلامی و استان شهیدپرور همدان خواهد درخشید.
روحش شاد و با اولیای الهی محشور باد.
انتهای پیام/