آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۳۳۹۲۸
۲۱:۱۲

۱۴۰۵/۰۸/۰۲
گفتگو با همسر شهید جنگ تحمیلی سوم؛

۲۳ سال زندگی عاشقانه و آخرین وداع در جنگ رمضان

گلاله عنایتی، همسر شهید والامقام محمد خالخاص، در گفت‌و‌گو با نوید شاهد کردستان، از ۲۳ سال زندگی مشترک، مهربانی و مسئولیت‌پذیری همسرش و آخرین تماس تلفنی با او، تنها ده دقیقه پیش از شهادت، روایت کرد.


۲۳ سال زندگی عاشقانه و آخرین وداع در جنگ رمضان

به گزارش نوید شاهد کردستان، گلاله عنایتی، همسر شهید والامقام محمد خالخاص، در گفت‌وگویی به بیان خاطراتی از ۲۳ سال زندگی مشترک با این شهید گرانقدر پرداخت و از ویژگی‌های اخلاقی، دلبستگی عمیق او به خانواده و آخرین لحظات ارتباطشان پیش از شهادت سخن گفت.

زندگی ساده در کنار همسری مهربان و مسئولیت‌پذیر

گلاله عنایتی با اشاره به سال‌های زندگی مشترک خود با شهید محمد خالخاص اظهار کرد: ثمره زندگی ما دو فرزند، یک پسر و یک دختر است که یادگار‌های ارزشمند همسر شهیدم هستند.

وی افزود: محمد در زندگی خانوادگی بسیار ساده و به دور از تجملات زندگی می‌کرد. او مردی مهربان، دلسوز، مؤمن و مسئولیت‌پذیر بود و در برابر مشکلات با صبر و بردباری می‌ایستاد و هیچ‌گاه از مسئولیت‌های خود شانه خالی نمی‌کرد.

همسر شهید خالخاص با بیان اینکه اخلاق و روحیه فداکارانه همسرش بیش از هر چیز در خاطر او مانده است، گفت: محمد با فرزندانمان بسیار صمیمی بود و مانند یک دوست با آنها رفتار می‌کرد. در تربیت و حمایت از فرزندان حساسیت زیادی داشت و در کمک به اطرافیان و خوش‌رفتاری با دیگران نیز از هیچ تلاشی دریغ نمی‌کرد.

عنایتی با اشاره به نظم و انضباط شهید در زندگی روزمره بیان کرد: همسرم بسیار مرتب و منظم بود و خانه ما همیشه نظم خاصی داشت. وقتی به آن روز‌ها فکر می‌کنم، دلتنگ می‌شوم و دوست دارم خودم و فرزندانم همان راه و روش او را ادامه دهیم. محمد از زمانی که با او ازدواج کردم، اهل نماز و روزه بود و به مسائل دینی پایبندی داشت.

آرزوی شهادت و وعده سفری که ناتمام ماند

وی با بیان اینکه همسرش همواره آرزوی شهادت داشت، گفت: محمد در هفته آخر زندگی‌اش که به خانه برگشته بود، مهربانی بیشتری از خود نشان می‌داد. او در دیواندره خدمت می‌کرد و ما در سقز زندگی می‌کردیم. به من گفت وقتی این هفته برگردم، با هم به سفر می‌رویم تا حال‌وهوایمان عوض شود؛ اما در صحبت‌هایش مرتب می‌گفت «اگر ماندیم» و «اگر زنده ماندم».

همسر شهید خالخاص ادامه داد: حدود ده دقیقه پیش از شهادتش با من تماس گرفت. با مهربانی صحبت کرد و گفت مراقب خودت و بچه‌ها باش. هرچه خدا مقدر کرده باشد، همان می‌شود؛ نگران نباش، اتفاقی نمی‌افتد. آن لحظه من ترسیده بودم، اما او سعی می‌کرد آرامم کند.

عنایتی با اشاره به علاقه همسرش به شهادت خاطرنشان کرد: او بار‌ها درباره شهادت صحبت می‌کرد و می‌گفت خوشا به حال کسی که شهید می‌شود. آرزوی شهادت داشت و من باور دارم که خداوند آرزویش را برآورده کرد؛ هرچند داغ نبودنش برای ما بسیار سنگین است.

روایت تلخ لحظه شنیدن خبر شهادت

همسر شهید محمد خالخاص با بغض از روز شهادت همسرش یاد کرد و گفت: ماه رمضان بود و نزدیک افطار، سفره را با مادر شهید و فرزندانم پهن کرده بودیم. روزه بودیم و من برای وضو گرفتن رفته بودم که دخترم گفت عمه‌اش خبر داده دیواندره را با موشک زده‌اند. باورم نمی‌شد؛ چون همین چند لحظه قبل با محمد صحبت کرده بودم.

وی افزود: بار‌ها با تلفن همراهش تماس گرفتم، اما پاسخ نداد. برایم عجیب بود؛ محمد هیچ‌وقت سابقه نداشت که تماس‌هایم را جواب ندهد. با نگرانی راهی دیواندره شدم و در تمام مسیر از خدا می‌خواستم که فقط زنده باشد، حتی اگر دست یا پایش آسیب دیده باشد.

عنایتی ادامه داد: وقتی به دیواندره رسیدم، در بیمارستان‌ها به دنبال او می‌گشتم و از هر کسی سراغ محمدم را می‌گرفتم تا اینکه با فرمانده‌اش صحبت کردم. او گفت خالخاص شهید شده است. بعد از شنیدن این خبر، دیگر متوجه اطرافم نبودم. وقتی به خودم آمدم، فرزندانم را دیدم که هرکدام کنار تختی بودند و از شدت ناراحتی فریاد می‌کشیدند. آن روز یکی از سخت‌ترین روز‌های زندگی‌ام بود و امیدوارم هیچ خانواده‌ای چنین لحظه‌ای را تجربه نکند.

خاطراتی که هرگز از قلبم پاک نمی‌شوند

همسر شهید خالخاص با اشاره به مهم‌ترین ویژگی‌های شخصیتی او گفت: صبر، وفاداری، ایمان و خانواده‌دوستی محمد از ویژگی‌هایی بود که همیشه برایم ارزشمند بود. چیزی که بیش از همه در خانه و قلبم زنده مانده، مهربانی، محبت و خاطرات خوبی است که در طول زندگی مشترکمان با هم داشتیم. وقتی عکس‌هایش را می‌بینم، لبخندش برایم زنده می‌شود و جای خالی‌اش را بیش از همیشه احساس می‌کنم.

وی با بیان اینکه دوست داشت فرصت بیشتری برای زندگی در کنار همسرش داشت، اظهار کرد:‌ای‌کاش زمان بیشتری در کنار هم بودیم. گاهی با خودم فکر می‌کنم‌ای‌کاش آن لحظات آخر می‌توانستیم کاری کنیم که او از آن محل دور شود؛ اما تقدیر الهی چنین بود. محمدم، بدان که یاد و خاطره‌ات تا آخرین نفسم زنده خواهد ماند. تلاش می‌کنم آنچه را در زندگی می‌خواستی، همراه با فرزندانمان ادامه دهم؛ هرچند ادامه دادن این مسیر بدون تو بسیار سخت است.

عنایتی در پایان با دعا برای همسر شهیدش و دیگر خانواده‌های شهدا گفت: از خداوند متعال می‌خواهم روح پاک محمد را غرق رحمت کند و جایگاهش در فردوس اعلی باشد. از خدا برای خانواده‌های شهدا صبر، استقامت و سلامتی می‌خواهم تا بتوانیم یادگار‌های عزیزانمان را آن‌گونه که پدرانشان آرزو داشتند، تربیت کنیم و یاد و خاطره آنها را همواره زنده نگه داریم.

وی افزود: محمد آرزوی شهادت داشت و خداوند آرزویش را برآورده کرد. من با وجود تمام غم و دلتنگی، خدا را شکر می‌کنم و در برابر خواست او تسلیم هستم؛ اما جای خالی همسرم و خاطراتی که از او به یادگار مانده، همیشه در قلبم زنده خواهد ماند.


گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه