از هنرستان مکانیک تا آرامستان ارامنه تهران
شهید «ژوزف شاهینیان» یکم دیماه سال ۱۳۴۱ در تهران و در خانوادهای صمیمی، متوسط و سنتی چشم به جهان گشود. پدرش غازار، مجسمهساز و بازنشسته کشوری و مادرش وارژوهی نام داشت. در این خانواده، پنج فرزند (دو خواهر و سه برادر) در کنار یکدیگر رشد کردند و خاطرات کودکی و نوجوانی خود را رقم زدند.
ژوزف پس از پایان دوران دبیرستان، تحصیلات خود را در هنرستان فنی و در رشته مکانیک ادامه داد. او جوانی پرشور، پرانرژی و دلبسته خانواده بود؛ چنانکه «رزیتا شاهینیان»، خواهر شهید، از آن روزها روایت میکند: من در زمان شهادت برادرم حدود ۱۷ سال داشتم و ژوزف حدود ۲۰ یا ۲۱ ساله بود. خاطرات بسیار زیادی از او دارم؛ از فوتبالهای پرشورمان در حیاط خانه گرفته تا روزهایی که با هم سپری کردیم. ما دو خواهر و سه برادر بودیم و من از بچگی (حدود ۱۰ یا ۱۱ ساله) مدام با برادرهایم در حیاط خانه فوتبال بازی میکردم.
گام گذاشتن در مسیر خدمت و دفاع از وطن
با رسیدن به سن خدمت سربازی، ژوزف تصمیم گرفت دین خود را به میهن ادا کند. روزی که خبر ثبتنامش را در سربازی داد، موجی از نگرانی خانواده را فرا گرفت. خواهر شهید در این باره میگوید: ژوزف در هنرستان مکانیک درس میخواند و روزی که آمد و گفت برای سربازی ثبتنام کرده، همه نگران شدیم. پدر و مادرم به او میگفتند نرو، خطرناک است؛ اما مگر جوانی که عشق میهن در سر داشت، گوشش به این حرفها بدهکار بود؟ همهی خانوادهها چون جگرگوشههایشان را دوست دارند میگویند نرو، اما او تصمیم خودش را گرفته بود.
۱۸ دیماه ۱۳۶۳ عازم خدمت سربازی شد و به عنوان سرباز ارتش جمهوری اسلامی ایران در جبهه جنوب، منطقه خوزستان، حسینیه اهواز حضور یافت. تقدیر الهی بر این بود که این اعزام، آخرین سفر او باشد؛ چرا که بار اولی که به جبهه اعزام شد، همانجا به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
روزهای تلخ فراق و خبر شهادت
سرانجام در تاریخ ۲۵ اردیبهشتماه ۱۳۶۴، ژوزف بر اثر درگیری با نیروهای متجاوز بعثی به شهادت رسید و داغی بزرگ بر دل خانواده نشست. خواهر شهید از روز اعلام خبر شهادت چنین یاد میکند: روزی که خبر شهادت را آوردند، ما در خانه بودیم. ابتدا به پدر و مادرم گفتند که او زخمی شده است (چون مادرم در خانه نبود)، اما واقعیت این بود که ژوزف به شهادت رسیده بود. وقتی حقیقت مشخص شد، همگی برای دیدن پیکر مطهرش رفتیم؛ روزگاری تلخ اما پر از افتخار که هرگز از خاطر ما نخواهد رفت.»
پیکر مطهر این شهید والامقام پس از بازگشت به تهران، در جایگاه ویژه شهیدان در آرامستان ارامنه به خاک سپرده شد تا آرامگاه ابدیاش پناهگاه دلدادگان راه ایثار و وطنپرستی باشد.
پیام خواهر شهید به نسل امروز: سنگر علم و دانش
شهید ژوزف شاهینیان در کنار روحیه سلحشوری و دفاع از میهن، همواره بر اهمیت تحصیل و پیشرفت خواهرش تأکید داشت. خواهر شهید در پایان با یادآوری این دغدغه برادرانه، پیامی را خطاب به نسل جوان امروز مطرح میکند: ژوزف همیشه به من تأکید میکرد که درس بخوانم و به دنبال پیشرفت باشم.
مطمئنم اگر امروز هم خودش زنده بود، همین حرف را به جوانان امروز میزد. پیام من به نسل امروز این است که حتماً به تحصیلات خود ادامه دهند، دانشگاه را به پایان برسانند و با سواد، آگاه و فهمیده برای جامعه مفید باشند؛ چرا که پیشرفت این مملکت در گرو همین آگاهی و دانایی است.
