جانباز ۴۰ درصد: نگذاریم خون شهدا پایمال شود

جانباز ۴۰ درصد: نگذاریم خون شهدا پایمال شود

جانباز سرافراز «عادل حسن زاده» بیان می‌کند: «وظیفه همه جوانان این می‌باشد که پشت رهبرمان بایستیم و نگذاریم خون شهدا پایمال شود و همیشه گوش به فرمان رهبر عزیزمان باشیم....»
نارنجک در دستم منفجر شد
خاطرات شفاهی جانبازان

نارنجک در دستم منفجر شد

جانباز ۳۵ درصد «محمد علی حسین زاده» در بیان خاطرات خود اظهار داشت: «در تیپ تکاوری، مسئول آموزش بودم که یک نارنجک عمل نکرده، ناگهان در دستم منفجر شد و از ناحیه چشم، سر و بدنم مجروح شدم و ...»
در عملیات کربلای ۵ مجروح شدم
خاطرات شفاهی جانبازان

در عملیات کربلای ۵ مجروح شدم

جانباز ۴۵ درصد «فخرالدین حاجی حسینلو» در بیان خاطرات خود اظهار داشت: «در گردان سجاد از لشگر عاشورا، به عنوان فرمانده دسته در جبهه شلمچه خدمت می‌کردم، در عملیات کربلای ۵ بر اثر اصابت ترکش مجروح شدم و ...»
نگذاریم خون شهیدان بر روی زمین بماند
جانباز ۳۰ درصد

نگذاریم خون شهیدان بر روی زمین بماند

جانباز سرافراز «موسی کچلانلو» بیان می‌کند: «از جوانان می‌خواهم در مقابل دشمن بایستند و نگذراند خون شهیدان بر روی زمین بماند و در دفاع از خاک و ناموس خود هر کاری می‌توانند انجام دهند. قدران امنیت فعلی مملکت باشیم ...»
بعثی‌ها موشک زدند و مسجد بر سرمان تخریب شد
جانباز ۳۵ درصد:

بعثی‌ها موشک زدند و مسجد بر سرمان تخریب شد

جانباز سرافراز «غلامعلی جعفرزاده» بیان می‌کند: «زمانی که از طرف تیپ بیت المقدس به اندیمشک اعزام شدم در مسجد غریبان بودم. شب نیرو‌های بعثی عراقی اقدام به شلیک موشک کردند که باعث شد مسجد بر سرمان تخریب شود ...»
خمپاره به دست راستم برخورد کرد
خاطرات شفاهی جانبازان

خمپاره به دست راستم برخورد کرد

جانباز ۳۵ درصد «اسماعیل تقی لو» در بیان خاطرات خود اظهار داشت: «در پایگاهی در منطقه عملیاتی فاو و یک کیلومتر مانده به مرز عراق در حال نگهبانی بودم که ناگهان صدای سوت خمپاره آمد و به دستم برخورد کرد و ...»
پایم بر روی مین رفت
خاطرات شفاهی جانبازان

پایم بر روی مین رفت

جانباز ۴۵ درصد «موسی علیلو» در بیان خاطرات خود اظهار داشت: «شب پاس بخش بودم، صدای تیراندازی شنیدم و زمانی که برگشتم و دو به سمت پایگاه دویدم ناگهان پایم بر روی مین رفت و ...»
خمپار‌ه‌ها به سنگر بالای سر ما اصابت کردند
«عباسی اقدم» جانباز ۴۵ درصد

خمپار‌ه‌ها به سنگر بالای سر ما اصابت کردند

جانباز سرافراز «محمدرضا عباسی اقدم» بیان می‌کند: «اوایل شب در طرف عراق یک سنگر دایره‌ای داشتیم که برای استراحت آنجا رفتیم. هنوز کامل به خواب نرفته بودیم که خمپار‌ه‌ها به سنگر بالای سر ما اصابت کرد و کامل زیر خاک ماندیم ...»
برای شناسایی نیرو‌های عراقی رفتم که در بازگشت مجروح شدم
خاطرات شفاهی جانبازان

برای شناسایی نیرو‌های عراقی رفتم که در بازگشت مجروح شدم

جانباز ۳۵ درصد «مراد دودکانلو» در بیان خاطرات خود اظهار داشت: «قبل از انجام عملیات برای شناسایی به سمت نیرو‌های عراقی رفتم، اما در برگشت مورد هجوم نیرو‌های عراقی قرار گرفتیم و بر اثر اصابت ترکش خمپاره مجروح شدم و ...»
یک هواپیمای عراقی، موشک را به سمت من شلیک کرد
خاطرات شفاهی جانبازان

یک هواپیمای عراقی، موشک را به سمت من شلیک کرد

جانباز ۴۰ درصد «ابراهیم خلیل نیک خواه» در بیان خاطرات خود اظهار داشت: «بعد از عملیات والفجر ۹ در موقعیت بودیم که هواپیماهای عراقی حمله کردند و من با تیرباری که در اختیار داشتم شروع به شلیک کردم و یک هواپیمای عراقی موشک را به سمت من شلیک کرد و ...»
بعدی 7 8 9 10 قبلی