زندگینامه شهید "حسین باقری"
چهارشنبه, ۲۸ مهر ۱۴۰۰ ساعت ۱۴:۰۷
تعداد بازدید: ۲۳
نوید شاهد_ آخرین هفت سین عمر خود را در کنار سفره اباعبدالله الحسین (ع) پهن و رسیدن به معبود را زیرلب از خدا خواسته بود که آرزویش نیز محقق شد.

به گزارش نوید شاهد همدان، شهید حسین باقری در دوم تیرماه سال ۱۳۴۷ در شهرستان خون و قیام ورامین به دنیا آمد، شهری که در نهضت انقلاب اسلامی نامی شناخته شده و در دفاع از اسلام ناب محمدی و در ولایتمداری شهره می‌باشد.
پدر و مادرش اصالتاً اهل روستای زاغه همدان بودند که گذر ایام آنان را به این دیار کشیده بود و این شهید در دامان پر مهر پدر و مادری مهربان و زحمت کش پای به عرصه وجود نهاد. پدرش راننده کامیون بود و رشد و تعالی شهید بیشتر با مادر گرامی اش بود که او را با نام مولا و متقدای همه شیعیان حسین بن علی (ع) بزرگ نمود. شهید والامقام حسین باقری سال‌های کودکی و مقطع ابتدایی را در این شهرستان گذراند و به دوره راهنمایی رسید. با شروع انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی شهید گرامی حسین باقری به همراه والدین به روستای زاغه محل زادگاه پدری بازگشتند.
شهید والامقام حسین باقری دوره راهنمایی را در روستای زاغه و در مدرسه راهنمایی شهید فرخی به پایان برد، ولی با توجه به نبود دبیرستان در روستای زاغه و زحمت ایاب و ذهاب به روستای دیگر، تحصیل را ادامه نداد و به شغل پدر و برادرش یعنی رانندگی همت گماشت. با شروع جنگ تحمیلی و رسیدن به سن نوجوانی و جوانی در بسیج روستا و در پایگاه مقاومت بسیج ثبت نام و در راستای انقلاب حرکت می‌کرد و عضو لشگر بسیج شده بود. در عین حال به کمک پدر گرامی اش در مغازه تعویض روغنی به کار مشغول شده بود و کمکی برای خانواده بود. در آبان ماه سال ۶۴ بود که همراه دوستان خود شهید قنبری، شهید فرخی خداجو و ... برای حضور در بین رزمندگان دلیر اسلام ثبت نام و با لشگر انصارالحسین (ع) به جبهه جنوب عازم گردیده و در اروندرود و خرمشهر و مناطق جنگی آبادان مستقر گردیدند.
با شروع عملیات پیروزمند والفجر هشت که منجر به آزادسازی شهر فاو عراق شد در حماسه آفرینی همراه رزمندگان خط شکن بود.
بعد از آزاد سازی شهر فاو لشگر بعثی عراق برای باز پس گیری آن به هر وسیله‌ای دست می‌زد تا بلکه شهر را از دست رزمندگان اسلام بیرون بیاورد و لشگر دلاور امام که با بسیجیانش که به شهادت عشق می‌ورزید مانند کوهی راسخ و بنیانی مرصوص در مقابل دشمن ایستادگی و حملات را دفع می‌کردند و، چون در باز پس گیری این شهر استراتژیک موفق نشد دست به حملات کور توپخانه و شلیک خمپاره از راه دور مشغول گشت و شب و روز مناطق مذکور را گلوله باران می‌کرد.
یک روز مانده به عید، شهید باقری و همسنگرانش خود را آماده تحویل سال می‌کردند و برای تهیه هفت سین که در جبهه به هفت شین تبدیل شده بود تلاش می‌کردند. شهید والامقام حسین باقری و دوستان دلاورش به دور سفره آماده تحویل سال بودند که به جای توپ تحویل سال خمپاره دشمن بعثی در میان سفره هفت سین نشسته و ایشان به همراه دو نفر از دوستانش با تحویل سال به شهادت رسیده و جسم خالی را تحویل عالم خاکی و خود به ملکوت اعلی عروج می‌یابند.
شهید در آخرین نامه اش به خانواده سفارش می‌کند و می‌نویسد: برای من هیچ گونه ناراحت نباشید؛ این راهی است که من خودم انتخاب کرده ام و باید این راه را رفت، شاید برگشتی در این راه نباشد؛ و در نامه نوشته بود «جبهه پر از نور شده چشم عدو کور شده/ پای لب گور شده / پر ز غم و بیم و هراس/ دشمن مزدور شده».
شهید والامقام باقری پس از انتقال پیکر متلاشی شده اش به پشت جبهه با شکوه و عظمتی بینظیر در ایام عید سال ۱۳۶۵ در روستای زاغه تشییع و در گلزار شهدای روستا به دوستان شهیدش پیوست.

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
مطالب برگزیده استان ها
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده