وصيتنامه بسیجی شهید "بهمن ابراهيمى"
شنبه, ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۹ ساعت ۰۷:۳۰
بسیجی شهید "بهمن ابراهيمى": باز تكرار كنم كه انسان واقعا حيف است كه در مملكتش جنگ باشد و به ناموس او تجاوز كنند و در خانه مثل موش در لانه خود پول و مال جمع كند و كارى به كار مملكتش نداشته باشد. كسانى كه در راه خدا نمى جنگند و در خانه مى مانند خداوند لباس ذلت بر تن آنها مى پوشاند.
كسانى كه در راه خدا جهاد نمی کنند، خداوند لباس ذلت بر تن آن ها مى پوشاند
به گزارش نوید شاهد همدان: شهید بهمن ابراهیمی بیست و ششم شهریور ماه سال ۱۳۴۹ در روستای موسی آباد از توابع شهرستان اسدآباد در استان همدان دیده به جهان گشود. پدرش حجت‌الله کشاورز بود. تا سال اول مقطع متوسطه درس خواند. در فعالیت‌های مبارزاتی شرکت کرد و در راه پیروزی قیام بزرگ ملت ایران از هیچ کمک و اقدامی فروگذار نبود. به عنوان نیروی داوطلب بسیجی راهی جبهه‌های نبرد حق علیه باطل شد. بیست و هفتم اردیبهشت ماه سال ۱۳۶۷ با سمت تک تیرانداز در منطقه عملیاتی ماووت عراق بر اثر عوارض ناشی از سلاح های شیمیایی به شهادت رسید و به کاروان عظیم شهدا پیوست. آرامگاه وی در گلزار شهدای زادگاهش زیارتگاه عاشقان و دلدادگان است. یادش گرامی و راهش پر رهرو باد.

در وصیتنامه شهید آمده است:

بسم الله الرحمن الرحيم

وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ

و آنها که در راه ما (با خلوص نیّت) جهاد کنند، قطعاً به راه‌های خود، هدایتشان خواهیم کرد و خداوند با نیکوکاران است.

با درود بى‌كران بر منجى عالم بشريت حضرت حجت‌بن الحسن عسکرى مهدى موعود (عج) و با درود فراوان بر رهبر كبير انقلاب اسلامى ايران امام خمينى و با درود فراوان بر تمامى شهيدان انقلاب اسلامى ايران كه با نثار خون خويش درخت تنومند اسلام را آبيارى كردند و به ما درس شجاعت و دليرى و آزادگى دادند و با درود فراوان به فرزندان امت حزب الله پيروان جان بر كف روح الله، وصيت نامه خود را آغاز مى كنم .

بسم رب الشهدا و الصديقين

شكر خداى را كه توفيق يافتم در راه مبارزه حق عليه باطل شركت كنم و آنچه را كه دارم در راه اخلاص نهاده تقديم خدايمان كنم و آنچه حسين و يارانش و تمامى رزمندگان صدر اسلام پروانه وار دور آن مى چرخيدند من هم آن را بازيابم يعنى شهادت.

البته من كوچكتر از آنم كه وصيت نامه براى شما بنويسم ولى زندگى هر انسان آخرش مرگ است و انسان بايد وصيت نامه داشته باشد. هر انسان مى ميرد اى خوشا به سعادت كسانى كه در راه خداوند تبارك و تعالى كشته مى شوند.

الان که اين وصيت نامه را مى نويسم شكر خدا مى كنم كه مى خواهم به جبهه بروم و وصيتم را براى شما بگويم آخر انسان حيف است كه زندگى ذلت بار را بر خود ترجيح دهد و در رختخواب بميرد.


كسانى كه در راه خدا نمى جنگند و در خانه مى مانند خداوند لباس ذلت بر تن آنها مى پوشاند

باز تكرار كنم كه انسان واقعا حيف است كه در مملكتش جنگ باشد و به ناموس او تجاوز كنند و در خانه مثل موش در لانه خود پول و مال جمع كند و كارى به كار مملكتش نداشته باشد. كسانى كه در راه خدا نمى جنگند و در خانه مى مانند خداوند لباس ذلت بر تن آنها مى پوشاند.

من اميدوارم كه پدر و مادرم براى من هيچگونه ناراحتى نكنند چون وظيفه هر انسان است كه به جبهه برود و آخرش در راه خدا كشته شود.

مادر عزيز و بزرگوارم اگر مرا نديدى حلالم كن. مادر جان بعد از مرگ من خواهرم را خبر كن و از شما تقاضا دارم كه برايم گريه نكنيد زيرا امام بزرگوارمان وقتى خبر پسرش را آوردند اشك نريخت چون كه مى دانست كه رضاى خدا در اين امر است . مادر جان مرگ من در راه اسلام و قرآن شايد جوششى در جوانان بوجود آورد البته نه تنها مرگ من بلكه تمامى شهيدان.

پدر بزرگوارم اميدوارم كه از من راضى باشید. اینكه تو را تنها گذاشتم دست من نبود كه به جبهه بروم اين يك وظيفه خدايى بود كه مرا زجر مى داد و اميدوارم كه مرا حلال كنید كه بدون اجازه تو به جبهه رفتم و اما از طرف خود بر تو آفرين مى گويم كه اين چنين فرزندى را تربيت كردى و براى اسلام و قرآن فرستادى و من از تو خيلى خيلى رضايت دارم.

از برادرانم مى خواهم كه سلاح مرا به زمين نگذارند و به جبهه هاى نور عليه ظلمت بشتابند. من از كسانى كه با آنها نشست و برخاست كردم حلالى مى خواهم و توصيه اى كه به خواهرانم دارم اين است كه اگر مى خواهند خون شهدا را پايمال نكنند اين است كه حجاب خود را حفظ كنند.

التماس دعا

من آنقدر به جبهه مى روم و مى جنگم تا شهيد شوم.

خدايا خدايا تا انقلاب مهدى خمينى را نگهدار

بهمن ابراهيمى

22 فروردین 1365
كسانى كه در راه خدا جهاد نمی کنند، خداوند لباس ذلت بر تن آن ها مى پوشاند
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده