وصیتنامه بسیجی شهید "حسین عزیزی"
سه‌شنبه, ۲۳ ارديبهشت ۱۳۹۹ ساعت ۰۷:۳۰
شهید "حسین عزیزی": برادران استغفار و دعا را از ياد نبريد که بهترين درمان ها براي تسکين دردهاست و هميشه به ياد خدا باشيد و در راه او قدم برداريد و هرگز دشمنان بين شما تفرقه نيندازند و شما را از روحانيت جدا نکنند که اگر چنين کردند روز بدبختي مسلمانان و روز جشن ابر قدرت هاست.
هميشه به ياد خدا باشيد و در راه او قدم برداريد
به گزارش نوید شاهد همدان: شهید حسین عزیزی نهم فروردین ماه سال ۱۳۳۹ در روستای "جاجی تو" از توابع شهرستان تویسرکان در استان همدان به دنیا آمد. پدرش فیض‌الله نام داشت. تا پایان دوره ابتدایی درس خواند. پس از آن مشغول کار کشاورزی شد. در فعالیت‌های مبارزاتی و انقلابی شرکت کرد و در راه پیروزی قیام بزرگ ملت ایران گام برداشت. سال ۱۳۶۰ ازدواج کرد و تشکیل خانواده داد. به عنوان نیروی داوطلب بسیجی راهی جبهه های نبرد حق علیه باطل شد. بیست و سوم اردیبهشت ماه سال ۱۳۶۵ در منطقه عملیاتی جزیره مجنون بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید و به کاروان عظیم شهدا پیوست. آرامگاه وی در گلزار شهدای زادگاهش زیارتگاه عاشقان و دلدادگان است. یادش گرامی و راهش پر رهرو باد

در وصیتنامه شهید آمده است:

وَلا تَحسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلوا في سَبيلِ اللَّهِ أَمواتًا بَل أَحياءٌ عِندَ رَبِّهِم يُرزَقونَ

آنان را که در راه خدا کشته شده اند مرده مپنداريد بلکه زنده اند و نزد پروردگارشان روزي مي گيرند.

من اگر در اين راه قدم بر مي دارم براي اسلام و براي کشور عزيز و اسلامی ايران و براي رضاي خدا مي باشد. هر تيري که به طرف دشمن رها مي کنم به خاطر خدا و هر تيري که به سويم مي آيد براي رضاي خدا است نه براي انتقام.

من خودم آگاهانه و آزادانه راه اسلام را انتخاب نموده ام و راهي که امام حسين(ع) براي خويشتن انتخاب نمود. من شهادت را آرزو مي دارم زيرا که حضرت علي اکبر(ع) شهادت را انتخاب نمود. آنقدر به جبهه مي روم تا شهيد شوم.

اي جوانان نکند در رختخواب ذلت بميريد که حسين (ع) در ميدان نبرد شهيد شد. اي جوانان مبادا در غفلت بميريد که علي (ع) در محراب عبادت شهيد شد و مبادا در حال بي تفاوتي بميريد که علي اکبر حسين در راه حسين (ع) و با هدف شهيد شد.

اي مادران مبادا از رفتن فرزندانتان به جبهه جلوگيري کنيد که فردا در محضر خدا نمي توانيد جواب زينب(س) را بدهيد که تحمل 72 تن شهيد را نمود. همه مثل خاندان وهب جوانانتان را به جبهه هاي نبرد بفرستيد و حتي جسد او را هم تحويل نگيريد زيرا مادر وهب فرمود سری را که در راه خدا داده ام پس نمي گيرم.

برادران استغفار و دعا را از ياد نبريد که بهترين درمان ها براي تسکين دردهاست و هميشه به ياد خدا باشيد و در راه او قدم برداريد و هرگز دشمنان بين شما تفرقه نيندازند و شما را از روحانيت جدا نکنند که اگر چنين کردند روز بدبختي مسلمانان و روز جشن ابر قدرت هاست.

پشتیبان جبهه ها و رهبرتان را به خوبی بشناسید

حضورتان را در جبهه هاي حق بر عليه باطل ثابت نگه داريد. در امام بيشتر دقيق شويد و سعي کنيد عظمت او را بيابيد و خود را تسليم او سازيد و صداقت و اخلاق خود را همچنان حفظ کنيد.

اگر فيض شهادت نصيبم گشت آنان که پيرو خط سرخ امام خميني نيستند و به ولايت اعتقاد ندارند بر من نگريند و بر جنازه من حاضر نشوند اما باشد که دماء شهدا آنان را نيز متحول سازد و به رحمت الهي نزديکشان کند.

سلام مرا به رهبر عزيزم برسانيد و بگوييد تا آخرين قطره خونم سنگر اسلام را ترک نخواهم کرد و با خدا پيمان مي بندم که در تمام عاشوراها و تمام کربلاها با حسين(ع) همراه باشم و سنگر او را خالي نکنم تا هنگامي که همه احکام اسلام در زير پرچم اسلامي امام زمان (عج) به اجرا درآيد.

خدايا خدايا تا انقلاب مهدي خميني را نگهدار از عمر ما بکاه و به عمر او بيفزا.

در شهادت من اشک نریزید و با تمام وجود خوشحال باشید

و سخني با پدر و مادرم ؛ اي پدر و اي مادرم افتخار کنيد که فرزندتان سرباز امام زمان است و بايد آنقدر از خدا شکرگزاري کنيم که ما را موقعي خلق کرده که مي توانيم آگاهانه و آزادانه راه 72 تن شهيد کربلا را و هزاران شهيد انقلاب اسلامي ايران را انتخاب کنيم و اگر من مانند سربازان امام همين شهادت نصيبم شد مرا حلال کنيد و از شهادت من ناراحت نباشيد و حتي افتخار کنيد که فرزندي ناقابل در راه خدا و اسلام هديه داده ايد.

و سخني با خواهران ؛ شما اي خواهرانم که مانند دايه اي دلسوز و مهربان برايم بوديد و زحمت زياد برايم کشيديد و برايم محبت داشته ايد، در شهادتم برايم گريه نکنيد و براي من شادي کنيد براي اينکه ما جوانان مسلمان هميشه اميدواريم به خدا. هميشه مثل زينب استقامت کنيد و صبور باشيد. اميدوارم که برادر خوبي براي شما بوده باشم.

سخني با برادران عزيزم؛ اگر خبر شهادت مرا شنيديد صبور باشيد و غمناک نباشيد. برادران من اين راه را آگاهانه و آزادانه انتخاب کرده ام و در انتخاب آن اجباري نبوده است. من راه حسينيان را انتخاب کرده ام از براي مکتبم و ملتم و مملکتم. اميدوارم که برادر خوبي برايتان بوده باشم و براي همه شما صبر و استقامت آرزو مندم.

و سخني با همسرم؛ و شما اي همسرم اگر خبر شهادت مرا شنيديد صبور باشيد و استقامت کنيد.

خداحافظ

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده