وصيتنامه پاسدار شهید "كرم رجبى"
چهارشنبه, ۱۰ ارديبهشت ۱۳۹۹ ساعت ۰۷:۳۰
پاسدار شهید "كرم رجبى": زندگى را چيزى جز عقيده و جهاد در راه آن عقيده نمى دانم. هدفم از مبارزه و زندگى كردن ثابت كردن ارزش و شخصيت انسان است. هزار و سيصد و چندى پيش امامى بزرگوار به نام حسين(ع) در سرزمين كربلا شمشير كشيد بر عليه ظلم و استبداد و عاشقانه خون خود و ياران اندكش را در راه احياى كلمه حق و آزادى انسان از بند اسارت به تنه تنومند اسلام تزریق کرد.
زندگى را چيزى جز عقيده و جهاد در راه آن عقيده نمى دانم
به گزارش نوید شاهد همدان: شهید کرم رجبی چهارم شهریور ماه سال ۱۳۴۰ در روستای دهفول از توابع شهرستان نهاوند در استان همدان به دنیا آمد. پدرش کرمعلی نام داشت. تا پایان دوره راهنمایی درس خواند. در فعالیت های مبارزاتی و انقلابی شرکت کرد و در راه پیروزی قیام بزرگ ملت ایران گام برداشت. ملبس به لباس سبز پاسداری راهی جبهه های نبرد حق علیه باطل شد. دهم اردیبهشت ماه سال ۱۳۶۱ در منطقه عملیاتی بازی دراز بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید و به کاروان عظیم شهدا پیوست.آرامگاه وی در گلزار شهدای زادگاهش زیارتگاه عاشقان و دلدادگان است. برادرش احسان رجبی نیز از شهدای والامقام استان همدان است. یادشان گرامی و راهشان پر رهرو باد.

در وصیتنامه شهید آمده است:

درود فراوان بر تو باد اى امام عزيز، روح خدا، خمينى بت شكن و سلام بر شما مردم قهرمان ايران و سلام بر تو مادر و برادران و خواهرم.

مرگ با عزت اگر خونين است بهتر از زندگى ننگين است (سنگ قبرم)

زندگى را چيزى جز عقيده و جهاد در راه آن عقيده نمى دانم. هدفم از مبارزه و زندگى كردن ثابت كردن ارزش و شخصيت انسان است. هزار و سيصد و چندى پيش امامى بزرگوار به نام حسين(ع) در سرزمين كربلا شمشير كشيد بر عليه ظلم و استبداد و عاشقانه خون خود و ياران اندكش را در راه احياى كلمه حق و آزادى انسان از بند اسارت به تنه تنومند اسلام تزریق کرد.

او فرياد برآورد اى گروه مشركان اگر دين نداريد لااقل آزاده باشيد. گر چه به ظاهر در اين نبرد حسين و يارانش كشته شدند ولى دشمن بى خبر از اين بود كه هر قطره از خون اين شهيد بزرگوار و پويندگان راهش حسين ها خواهد پرورانيد و خواب راحت را بر چشم آنان حرام خواهد كرد و هر زمان يكى از ياران پاك حسين در گوشه اى از گيتى مى خروشد و بانگ لااله الا الله سر مى دهد و به ستمكاران عالم مى فهماند كه شهيد زنده است و خون شهيد زنده است.

در عصر ما سربازى از سربازان فرزند آن حضرت به نام روح الله قيام كرد و ابراهيم گونه تبر بر دوش گرفت و با پيروان، در اين دنيای بتكده به راه افتاد و بت داران شيطان صفت را يكى پس از ديگرى به زانو در مى آورد.

حال دشمنان خدا مكر و حيله خود را به كار گرفته اند تا نور خدا را خاموش كنند و انقلاب اسلامى را در اين كشور مهار كنند ولى بى خبرند از آنكه خدا مى گويد وَمَكَرُوا وَمَكَرَ اللَّهُ وَاللَّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ و حال كه دستشان از همه جا كوتاه شده متوسل به دامن يكى از نوكران خود به نام صدام شده اند و او را يارى كردند.

اينكه صدام ناجوانمردانه به كشور ما حمله ور شد و از زمين و آسمان و دريا اين مردم مبارز ايران را زیر آتش گرفت و خيال كرد كه با اين عمل ننگين خود مى تواند مردم آزاده ايران زمين را تسليم نمايد. مردم را از خانه و كاشانشان آواره كرد و خونهاى مردم بى گناه را به زمين ريخت.

او گمان كرد ما مردم كوفه هستيم و دست از يارى حسين زمان برمى داريم ولى ندانست كه با اين حمله، ما بيشتر عزممان راسخ تر مى گردد.

در اين جا اعلام مى كنم و مى گويم اى روح الله قسم به خون مصطفايت و قسم به خون عاشقان اسلام كه غريبانه كشته شدند و مظلومانه خونشان ريخته شد كه ما مردم كوفه نيستيم و اگر صدها بار مرا و همرزمانم را بكشند و زنده شويم دست از يارى قرآن برنخواهيم داشت.

برادران و مادرم و خواهرام به شما وصيت مى كنم اگر من در سنگر به معشوقم رسيدم و فيض شهادت نصيبم گشت مرا با لباس و بدون غسل دفن نماييد و اگر ممكن بود آيه شريفه (واعدوا لهم مستطعتم من قوه) را كه همان پرچم سرخ حسين(ع) است برمزارم نصب نمائيد زيرا من افتخارم اين بود كه پاسدار انقلاب اسلامى و سرباز ولى عصر (عج) امام زمان هستم.

به شما مادرم وصيت می کنم صبر و استقامت داشته باشید و به شما برادرانم تقوا و جهاد در راه الله را وصيت مى نمايم. در شهادتم گريه نكنيد زيرا عاشقان سرنوشتى جز اين نخواهند داشت.

خدا يار و ياور شما مسلمانان و پشتيبان كشور اسلامى ايران باشد

14 اسفند 1359

برادر و فرزند پاسدار شما كرم رجبى


زندگى را چيزى جز عقيده و جهاد در راه آن عقيده نمى دانم
زندگى را چيزى جز عقيده و جهاد در راه آن عقيده نمى دانم
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده