"حاج تقی قاسمی جوادی"، از دوستان شهید محمدعلی رفیعی:
دوشنبه, ۰۸ ارديبهشت ۱۳۹۹ ساعت ۰۷:۳۰
شهید محمدعلی رفیعی بی قرار و بی تاب برای حضور در جبهه بود و حسرت شهادت وجودش را به آتش می کشاند.
محمد علی همیشه بیقرار جبهه بود
به گزارش نوید شاهد همدان، "حاج تقی قاسمی جوادی"، از دوستان شهید محمدعلی رفیعی درباب خاطراتی از این شهید بزرگوار گفت: نحوه آشنایی بنده با ایشان به این صورت بود که با شهید هم محلی بودم و از بچگی باهم و در کنار هم بودیم تا زمانی که ایشان به خدمت مقدس سربازی رفتند (البته ایشان در دوره خدمت سربازی اسیر شده بوده و به دست نیروهای عراقی افتاده بود که توانسته بودند بعد از دو، سه روز اقدام به فرار کند و به نیروهای خودی پیوسته بود)، قبل از دوران سربازی ایشان به همراه بنده در پایگاه شهید "پورمحمود" عضو بودیم و در آنجا به فعالیت می پرداختیم.

بعد از اینکه شهید رفیعی از سربازی بازگشت به دلیل غیرت و احساس مسئولیت، دیگر تاب و توان خانه نشستن نداشت و سریعا به سپاه رفته و به عضویت این مجموعه درآمد تا به جبهه اعزام شود و با کفر و ظلم به مبارزه بپردازد.

شهید رفیعی به عنوان یک جوان پاک و مثبت در روستای خویش می زیست و الگویی برای ما و جوان های دیگر بود، همچنین در مورد بیت المال و استفاده صحیح از آن بسیار سفارش می کرد.

وقتی خبر شهادت فردی را می شنید از سویی بسیار ناراحت می شد چرا که معتقد بود با وجود یک نیروی بیشتر، بهتر می شد در برابر دشمن ایستادگی و مبارزه کرد و از سویی غبطه می خورد و می گفت خوشا به حالش که به این درجه عظیم و والا به نزد خداوند رسید و آرزو می کرد که خودش نیز شهید شود و بالاخره به آرزویش رسید.

-----------------------------------
خاطرات|

شهید محمد علی رفیعی پنجم فروردین ماه سال 1339 در روستای قاسم‌آباد از توابع همدان به‌ دنیا آمد. فضای معنوی و مذهبی خانواده او باعث شد تا از ابتدای کودکی با معارف اسلامی و مذهبی آشنا شده و در مکتب اباعبدالله (ع) رشد و پرورش یابد.

علیرغم علاقه بسیار به تحصیل، فقط تا سوم متوسطه درس خواند و پس از آن مشغول به کار شد. سال 1357 و همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی 18 ساله بود و همپای دیگر جوانان و نوجوانان کشور، در راه پیروزی انقلاب شکوهمند مردم ایران، تلاش های بسیار کرد و در برنامه های مبارزاتی آن روز ها حضور فعال داشت.

سال 1359 لباس سبز پاسداری به تن کرد و وارد لشکر 32 انصار الحسین شد تا در برابر تهاجم ناجوانمردانه رژیم بعث عراق بایستد و در این راه مجاهدت ها از خود بر جای گذاشت.

سال 1362 ازدواج کرد و خداوند پسری به آنها هدیه داد تا یادگار پدر در روزهای تنهایی مادر باشد.

در عملیات های مختلف شرکت کرد و در مناطق عملیاتی جنوب و غرب در کنار دیگر رزمندگان اسلام، پیروزی های بسیاری را تجربه کرد.

سرانجام در اول بهمن ماه 1365 در منطقه عملیاتی شلمچه و در جریان عملیات کربلای 5 با سمت فرمانده یگان پدافند هوایی لشکر 32 انصار الحسین (ع) استان همدان بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید و به یاران خود پیوست.

شهید محمدعلی رفیعی همواره خود را در پیشگاه خدا و امام امت مسئول می‌دانست به همین خاطر لحظه‌ای در آرامش شهر، آرامش نداشت و پیوسته در مناطق جنگی به سازماندهی نیروهای تحت امر می‌پرداخت و رویارویی مستقیمی با مزدوران بعثی داشت.

در بخشی از وصیتنامه او آمده است: ای برادران و خواهران لازم است قدری بیشتر تفكر كنید و بیشتر بیندیشید و در اسلام بیشتر تحقیق كنید تا به زندگی و سیره انبیاء الهی انس پیدا كنید، شكر و سجده در پیشگاه خدای تعالی بجا آورید و یكدیگر را به ارتباط با خدای خود و تقوای الهی بهره مند كنید و از این نور فروزان ولایت روشنایی دلها و هدایت كننده به راه خدا و سعادت انسانها بهرمند شوید كه خدا در این جهان پهناور عنایتش را شامل حال شما قرار داده است.

پس قدر این نعمت ها را بدانیم چرا كه این امام بزرگوار مشعل هدایت بشریت را بدست دارد و به طرف ا... روانه است.

یادش گرامی و راهش پر رهرو باد


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده