وصیتنامه شهید "پنجعلی کاظم دایی‌لری"
پنجشنبه, ۰۴ ارديبهشت ۱۳۹۹ ساعت ۰۷:۳۰
شهید "پنجعلی کاظم دایی‌لری": اينجا فدا شدن خيلي لذت دارد. چونکه براي منافع مستکبران و زورگویان ضرر دارد. آنها از تاريخ اسلام با خبر هستند. آنها ميدانند که حضرت محمد (ص) با نيروي خيلي اندک با تمام ابر قدرتهاي زمان خودش مبارزه کرد و آنها را شکست داد. اين است که از اين انقلاب اسلامي به رهبري نائب امام زمان خميني بت شکن لرزه بر اندام همه شان افتاده است و با تمام نيرو از هر راهي که شده مي خواهند اين انقلاب را بکوبند. ولي کور خوانده اند. نمي توانند هيچ غلطي بکنند.
اينجا فدا شدن خيلي لذت دارد
به گزارش نوید شاهد همدان: شهید پنجعلی کاظم دایی‌لری دوم مهر ماه سال ۱۳۳۸ در روستای طجر‌علوی از توابع شهرستان ملایر در استان همدان به دنیا آمد. پدرش علی نام داشت. تا سال سوم مقطع ابتدایی درس خواند. در فعالیت های مبارزاتی و انقلابی شرکت کرد و در راه پیروزی قیام بزرگ ملت ایران از هیچ کمک و اقدامی فروگذار نبود. سال ۱۳۵۶ ازدواج کرد و تشکیل خانواده داد. به عنوان سرباز به ارتش جمهوری اسلامی ایران پیوست. چهارم اردیبهشت ماه سال ۱۳۶۱ در منطقه عملیاتی مریوان در حین انجام مأموریت به شهادت رسید و به کاروان عظیم شهدا پیوست. آرامگاه وی در گلزار شهدای زادگاهش زیارتگاه عاشقان و دلدادگان است. یادش گرامی و راهش پر رهرو باد.

در وصیتنامه شهید آمده است:

بسم الله الرحمن الرحيم

واجب است که هر انسان وصيتنامه داشته باشد و من در جائي کار ميکنم که خطر جاني هر لحظه است و اين وصيتنامه را مينويسم هر چند که احتياج نيست چونکه دو عدد دفتر خاطرات و دو عدد نوار پر کرده ام در منزل در يکي از روستاهاي ملاير (طجر) گذاشته ام. آنها را نگهداريد در حقيقت وصيت نامه من آنها هستند.

از قول من به امام بگوئيد که اي امام عزيز من بيعتي که در سال 1356 با شما کردم چون تا آن وقت شما را نشناخته بودم تا جان در بدن داشتم بيعتم را نشکستم و اي پدر و مادر و برادر و همسر و خواهرانم و تمام قوم و خويش خواهشي که از شما دارم براي من فقط شادي کنيد، هيچ گريه نکنيد. آخر من که کار بدي نکرده ام و راه بدي نيامده ام. اگر کسي دزدي برود يا دنبال مال دنيا برود و بميرد خيلي ناراحتي دارد اما منکه اولا با چشمان باز و عقل خودم ميبينم و درک ميکنم که در جبهه حق هستم در ثاني مرجع عاليقدر امام خميني بت شکن حق بودن اين جبهه را تاييد کرده است.

پس آگاهانه ميروم اين راه را و اگر ان شاء الله خداوند قبول کند کار من خيلي مفيد است يعني اگر يک جاده درست کنم صد نفر تدارک ميشوند. اگر سنگر ميکنم جان چندین نفر و مواضع صدها نفر را حفظ کرده ام و اگر شهيد بشوم يک نفر هستم. پس اينجا فداکاري لازم است.

شاعر چقدر زيبا گفته است. دوست دارم شمع باشم در دل شب ها بسوزم، روشني بخشم به جمعی و خود تنها بسوزم.

وقتی می گویم روشنی بخشم نه فقط يک عده اي است يا فقط ملت ايران. نه خير هر سرباز یا پاسدار هر کسي که در جبهه ها مبارزه مي کند و از حق تمام مستضعفان جهان دفاع ميکند و با آنان که اين جنگ را براي شکست اين انقلاب اسلامي آغاز کرده اند دفاع مي کنم.

پس اينجا فدا شدن خيلي لذت دارد. چونکه براي منافع مستکبران و زورگویان ضرر دارد. آنها از تاريخ اسلام با خبر هستند. آنها ميدانند که حضرت محمد (ص) با نيروي خيلي اندک با تمام ابر قدرتهاي زمان خودش مبارزه کرد و آنها را شکست داد. در آن زمان که يک نامه براي امپراطور روم و يک نامه براي سلطان ايران و غيره نوشت همه آنها را اين ابر قدرتها ميدانند اين است که از اين انقلاب اسلامي به رهبري نائب امام زمان خميني بت شکن لرزه بر اندام همه شان افتاده است و با تمام نيرو از هر راهي که شده مي خواهند اين انقلاب را بکوبند. ولي کور خوانده اند. نمي توانند هيچ غلطي بکنند.

به فرموده امام امت خميني کبير چون ما اينجا لمس کرديم کمک خداوند بزرگ و امام زمان را تا چندي که اين ملت متکي به خداوند است آسيب پذير نيست ان شاء الله.

بلي پدر جان و مادر مهربانم و برادر عزيزم و خواهران گراميم و همسرم و تمام قوم و خويشان مسلمانم، ميدانم که شما چشم به راه من هستيد. ميدانم که شما زحمت زيادي براي من کشيده ايد و ميدانم که جان انسان خيلي ارزش دارد. همه اينها را مي دانم. اما وقتي انسان به عظمت اين انقلاب پي ميبرد و به عظمت اين رهبر عزيز پي ميبرد يک جان یا يک پسر يا برادر چه ارزشي دارد.

اگر صد جان داشتم فداي اين رهبر و اين انقلاب ميکردم اين يکي که هيچ است. قابلي ندارد. اگر خداوند بزرگ قبول کند.

يک پيام دارم به تمام همشهريانم و همسنگرهاي خودم که اين برادران عزيز چرا به خدمت مقدس سربازي نمي آيند خيلي اشتباه ميکنند و در خاتمه به تنها برادرام علي محمد؛ برادر جان يک وصيت با تو دارم. پدر و مادرمان را تنها نگذار من که نتوانستم حق آنها را ادا کنم اميدوارم که حلالم کنند.

باري پدر جان اينطور نباشد که پيش مردم گريه نکنيد و وقتي تنهائيد گريه کنيد، مثل آن نمازي که پيش مردم انسان با فراغت و بلند بخواند و وقت تنهائي اصلا نخواند يا يواشکي بخواند. پس شما در تنهائي هم ناراحت نباشيد.

پول زيادي هم ندارم که اطلاع نداشته باشيد و هر چه فکر ميکنم بدهکاري و طلب کاري زياد هم ندارم. اگر جزئي باشد يادم نيست.

والسلام

پنجعلي کاظم دایی لری

اينجا فدا شدن خيلي لذت دارد
اينجا فدا شدن خيلي لذت دارد
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده