وصیتنامه طلبه شهید "سید واسع(سلمان) سوری"
شنبه, ۲۴ اسفند ۱۳۹۸ ساعت ۰۷:۳۰
شهید "سید واسع(سلمان) سوری": اين را بدانيد كه هر وقت آنها ادعاى صلح مى كنند ضعيفتر و زبون تر هستند و گذشته از همه اين حرفها اصلا مگر مى شود كه كه در درياى خون اين همه شهيد كه در سرتا سر اين مملكت روانه‌است شناور شد و مگر مى شود كه اين همه مفقود الاثرها و اسرا و معلولان را ناديده گرفت و در كنار صندلى آن خون آشام و اين هيتلر زمان نشست. آن كسى كه قاتل افراد مخلص اسلام است و مگر ما تابع حسين(ع) و ائمه معصومين نيستيم . چرا آنها آن موقع كه حمله كردند اين صلح و صفا را از ياد برده بودند.
به گزارش نوید شاهد همدان: شهید سید واسع سوری هفتم فروردین ماه سال ۱۳۴۰ در روستای نجفیه از توابع شهرستان تویسرکان در استان همدان به دنیا آمد. پدرش سید حسن نام داشت. پس از طی تحصیلات مقدماتی وارد حوزه علمیه تویسرکان و قم شد و تا پایان سطح لمعتین در حوزه درس خواند. در فعالیت‌های مبارزاتی شرکت کرد و در راه پیروزی قیام بزرگ و مقدس ملت ایران گام برداشت. سال ۱۳۶۰ ازدواج کرد و صاحب یک پسر شد که از وی به یادگار مانده است. به عنوان طلبه بسیجی راهی جبهه های نبرد حق علیه باطل شد تا از مرزهای ایران در برابر تهاجم وحشیانه رژیم بعث عراق دفاع نماید. بیست و چهارم اسفندماه سال 1363در شرق دجله بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید و به کاروان عظیم شهدا پیوست. آرامگاه وی در گلزار شهدای زادگاهش زیارتگاه عاشقان و دلدادگان است. برادرش سید ناصر سوری نیز به شهادت رسیده و به مقام عندربهم یرزقون نائل آمده است. یادشان گرامی و راهشان پر رهرو باد.

در وصیتنامه شهید آمده است:

بسم الله الرحمن الرحيم

وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ

هرگز مپنداريد آنان كه در راه خدا جان باخته اند مرده اند بلكه آنان شهيدان جاويدى هستند كه نزد پروردگارشان روزى مى خورند .

الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ‌

و آن كسانى كه هر گاه مى رسد بر ايشان مصيبتى، مى گويند ما براى خداييم و بسوى او باز خواهيم گشت .

بعد از حمد و ثناى پروردگار جهان كه به ما نعمت فلاح و رستگارى در راهش را عطا فرمود و با سلام بر پيامبران خاصه انبيا و رسولان اعظم كه براى رسانيدن رسالت و دعوت خداوند به سوى بندگان عازم شده و نازل گرديدند و با سلام و درود بر ائمه معصومين (ع) و اصحاب و يارانشان و مخلصين و اولياء خداوند خاصه سردار و سالار شهيدان حسين ابن على(ع) كه با نثار خون خويش و ياران و اصحابش اسلام را براى هميشه تداوم بخشيده و درس شهادت او باعث اثبات كلمه حق گرديده و خواهد گرديد.

امام خمینی رهرو راه حسین (ع) است

اينك با سلام بر يگانه منجى عالم بشريت امام عصر روحى و ارواح العالمين لتراب مقدمه الفداه (ع) و نايب عظيم الشان آن حضرت امام امت خمينى كبير که امروز در پى تداوم راه حسين (ع) يادآور حماسه هاى اباعبدالله گرديد و امروزه كربلاهايى همانند كربلاى حسين در راه استقلال و آزادگى امت مسلمان و بيدار ايران براى ريشه كن ساختن كفر و شرك و بيرون آمدن از زير بار ننگ و ذلت، شهادت را بر ذلت ترجيح داده و با رهبرى خردمندانه و پيامبرانه خود امت اسلام را فاتح و سرافراز فرمودند و امروزه ملت ايران امتى گشته است كه همه دنيا با تمام قدرت در مقابل اين ملت اسلام ايستاده لكن با ايمان استوار و سينه ستبر رزمندگان اسلام كه امام امت رهبرى آنان را مى نمايد سركشان را به زير افكنده و تمامى اهداف و اميال شيطانى آنان را غرق در آب ساخته و خواهند ساخت.

با درود و سلام بر تمامى شهداى اسلام و شهداى كربلاهاى غرب و جنوب ميهن اسلاميمان ايران و با سلام و درود بر معلولين و جانبازان و مجروحين جنگ تحميلى.

و اما پيامى دارم به شما مردم مسلمان و معتقد به اسلام و جمهورى اسلامى ايران كه اى مردم امروز اسلام پيامبر در مملكت امام زمان (عج ) يعنى ايران تولد دوباره يافته است .

امروز اگر امام حسين (ع) در ميان ما نيست و اگر صداى هل من ناصر ينصرنى او را به گوش خويش نشنيده ايم اما اى مردم امروز امام امت خمينى روح خدا صداى هل من ناصر ينصرنى سر داده است و از شما ملت تقاضاى يارى نموده است پس اى مردم به يارى پسر پيغمبر خدا بشتابيد و مبادا كه او را تنها بگذاريد. امروز امام امت براى ما با كمك و استعانت از خداوند آزادى استقلال جمهورى اسلامى ايران به ارمغان آورده است. امروز امام امت ما اين قلب تپنده جهان مستضعف اميدى است براى همه بيچاره ها و مستضعفين مورد تجاوز و ظلم متجاوزين در دنيا.

امروز خمينى كبير روحى فدا كه جانم به فداى او باد ايران را از زير سلطه اجانب بيرون آورده و از جور و ظلم طاغوتيان و نمرود ها و شداد ها و ... بيرون آورده و در سرتاسر اين مملكت اسلامى صداى طنين افكن الله اكبر را جايگزين مظاهر شرك و كفر و ريايى كه شاه ملعون به سركردگى اربابانش حيثيت و شرافت اين ملت را به بازى گرفته بود و مى رفت كه ملت را با وابستگى هر چه بيشتر به ابرقدرتها به نابودى كامل سوق دهد و مى رفت كه خود را صاحب همه چيز اين ملت دانسته و با چنگ انداختن ابرقدرتهاى نكبتبار سراسر مملكت را براى هميشه اسير و بيچاره دست آنان باشد .

اما خداوند نخواست كه در اين مملكت شيعه نشين فاتحه اسلام خوانده شود. اما خدا نخواست كه ثروتهاى انبوه اين ملت به يغما رود و اما خداوند نخواست ملت مسلمان ما آقاييش را كفار كنند و هميشه در رنج و زحمت طاقت فرسايشان طعمه خود خواهى هاى اين رژيم خود كامه باشد و به همين منظور ملت سلحشور و شجاع و شهيد پرور و حق طلب ايران به رهبرى پيامبرگونه اين بت شكن قرن به پا خواست و تار و پود اين دلالان بیگانه پرور و بيگانه صفت را در اين مملكت نیست و نابود ساخت.

دشمنان و کفار از هیچ توطئه ای فروگذار نکردند

بارى در اين چند سالى كه از عمر اين انقلاب الهى مى گذرد كفار و متجاوزين براى چندمين بار با نقشه هاى مختلف كوشيدند كه اين ملت آزاد را دوباره به زير يوغ خود بكشند و با ايجاد جو ترور و وحشت با نقشه كودتاى 19 ، با توطئه صحراى طبس با چهره هاى نفاق منافقين داخلى و خارجى با احزاب مختلف كه همه به خواست خدا به نابودى كامل و رسوايى مفتضحانه رسيدند سعى در انهدام اسلام داشتند و با به روى كار آوردن مهره اى نفاق انگيز و خود خواه و مردى كه رذالت و پستى او از شاه ملعون هم بدتر بود و با ترور عزيزانى و رهبرانى چون آيت الله بهشتى و آيت الله مدنى و آيت الله دستغيب و صدوقى و اشرفى اصفهانى و مطهرى و مفتح و شخصيتهايى عزيز چون رجايى و باهنر و دهها نفر ديگر از شخصيتهاى بر جسته اسلام و خدمتگزاران ملت در مجلس شوراى اسلامى و وزرا سعى در انهدام جمهورى اسلامى ايران نمودند و با ترور خيل پاسداران شريف و بريدن سر مطهر آنان در كردستان و تهران و مثله كردن بدن مطهر اين عزيزان اسلام مى خواستند جمهورى اسلامى عزيز را كه با خون اين شهيدان اسلام هر چه بيشتر بارور تر از پيش مى گشت مى خواستند به اصطلاح جمهورى اسلامى را منهدم كنند اما خداوند اراده اش بر خواسته هاى حق طلبانه ملت شريف و مسلمان ايران و ملت ظلم كشيده و رنج ديده امت مسلمان تعلق گرفت و اين ملت را در استقلال و خودكفاييش و داد خواهى و مظلوم خواهيش بخشيد و در تحقق بخشيدن اهداف مقدس اسلام آنان را يارى فرمودند.

دشمنان اسلام با توسل به اين جنايات به اهداف ننگينشان نرسيدند لذا توطئه پشت سر توطئه و با تهمت و افترا بستن به اسلام و جمهورى اسلامى و با ايجاد تبليغات وسيع در بوقهاى تبليغاتى خود در صدد مخدوش نمودن هويت انقلاب اسلامى و بد نام كردن آن بر آمدند و ايران را در منطقه متجاوز قلمداد نمودند لذا با متمسك ساختن اين مطلب در تدارك حمله اى گسترده از جانب نوكر سر سپرده خويش صدام بر آمدند و با اين توجيهات ددمنشانه از آنجا كه اسلام و جمهورى اسلامى به قول امام سيلى به گوش ابرقدرتها نواخته و آنان را مفتضح ساخته و منافعشان را در منطقه از بين برده لذا صدام اين ملعون خبيث در صدد حمله بر آمد تا بلكه سه روزه بتواند اسلام و جمهورى اسلامى را به محاصره خويش در آورد اما غافل از آن كه ايران قدرتمند پوزه همه متجاوزين را با اتكال به خداوند به خاك خواهد ماليد.

حال بنگريد و ببينيد كه چگونه سخن امام تحقق يافته و آيات قرآن تحقق يافته و متجاوز علاوه بر اينكه ديگر رمق آن حمله ها را ندارند بلكه ضربه پذير شده و نيروى اسلام او را مجبور به دفاع كرده و حالا قضيه بر عكس شده و نيروهاى ما در دل خاك او به پيش ميروند و او با اربابانش چنان ترس و وحشتى بر داشته اند كه بر خلاف گذشته همه اش دم از صلح ميزنند و مى خواهند با سرو صداهايى كه دارند و با بمبها و موشكهايى كه در اختيارشان مى گذارند ما را بترسانند و آن صلح دلخواه خود را به ما همانند جنگ دلخواه خودشان تحميل كنند ولى ما با رهبرى اين امام بزرگوار و پشتيبانى همه جانبه اين امت شهيد پرور آگاه هرگز زير بار جنايات و زورگويى آنها نرفته و نخواهيم رفت و با آنها تا آخرين نفرمان و آخرين نفرشان به نبرد بى امان ادامه مى دهيم.

صلح با دشمن شکست قطعی اسلام است

ما اين صلحهاى آنان را در لبنان و فلسطين و ... ديده ايم و ديگر گول اين جنايتكاران را نخواهيم خورد. آنها خوب مى دانند كه صدام ديگر راه نجاتى جز خود كشى ندارد ولى مى خواهند مانند شاه ملعون امتهاى مسلمان را نيز از بين ببرند و كمكى در حق حكومت كافر اسرائيل كنند چون صلح كردن افراد مسلمان با آن حزب بعث كافر در عراق معنى ندارد و آنها با آن خيال باطلشان مى خواهند صدام را مجهز تر از پيش كنند و دوباره به بهانه اى حمله را آغاز كند و آنوقت ديگر بايد فاتحه اسلام را خواند.

اين را بدانيد كه هر وقت آنها ادعاى صلح مى كنند ضعيفتر و زبون تر هستند و گذشته از همه اين حرفها اصلا مگر مى شود كه كه در درياى خون اين همه شهيد كه در سرتا سر اين مملكت روانه‌است شناور شد و مگر مى شود كه اين همه مفقود الاثرها و اسرا و معلولان را ناديده گرفت و در كنار صندلى آن خون آشام و اين هيتلر زمان نشست. آن كسى كه قاتل افراد مخلص اسلام است و مگر ما تابع حسين(ع) و ائمه معصومين نيستيم . چرا آنها آن موقع كه حمله كردند اين صلح و صفا را از ياد برده بودند.

اى ملت مسلمان اين را بدانيد كه شما پيروزيد و تا جايى كه توان داريد و رمقى در بدن داريد از دين مبين اسلام حمايت كنيد. گوش به حرفهاى پوچ منافقان كور دل ندهيد كه مى گويند ابر قدرتها پشتيبان صدام هستند. به آنها بگوييد كه مگر تا حالا او را پشتيبانى ننموده اند فقط و فقط متكى به خداى بزرگ و با عظمت باشيد و بس .

چون بالاترين قدرتها خداوند است و نكند كه خداى نخواسته روزى جبهه ها را از ياد ببريد و آنها را خالى بگذاريد و هرگز امام بزرگوارمان را تنها نگذاريد و اميدوارم كه حافظانى خوب براى اسلام و جمهورى اسلامى كه حاصل خون بزرگوارانى چون فرزند امام و ديگر افراديكه در اين وصيت نامه ذكر كرده ام و اينها جزيى از شهدا مى باشند .

از اينكه براى شما عزيزان مزاحمت ايجاد نمودم اميدوارم كه ببخشيد و از همگى استدعا دارم كه مرا حلال كنيد و از خدا برايم طلب عفو كنيد چونكه آخرين صحبتها و نوشته ام مقدارى طولانى شد حتما مرا عفو خواهيد كرد.

از خداوند مى خواهم كه به امام عزيز آن قلب امت اسلام طول عمرى به بلنداى خورشيد با عظمت و سلامتى كامل عنايت بفرمايد و تمام خدمتگزاران به اسلام و مسلمين را محفوظ بدارد.

-------------------

بدينوسيله اينجانب سيد سلمان (واسع) سورى وصيت مى كنم كه وارث من پدرم جناب آقاى سيد حسن مى باشد و لذا با آن وجود كه در من بسيار بسيار حق دارد و من مديون زحمات طاقت فرساى آن عزيز هستم لذا چون او را وصى خويش قرار داده ام پس بنابراين شرعا موظف خواهند بود به وصيت من عمل كنند.

اين وصيت در حالى به شما واگذار مى شود كه من تمامى ظواهر مادى و زينتهاى دنيا را به دور ريخته ام و از علايق دنيا چشم بسته ام و هستيم را به هستى بخش سپرده ام و روح خويش را به روح بخش داده ام و مرا با توجه به آيه انالله و انااليه راجعون رنجى نيست و در امور اخروى خود دانم و خداى خود و در مورد دنيا فقط اين چند كلام وصيت است كه انجام آن شامل كمال اين حقير است و انجام آن موجب خرسندى و خوشحالى من است .

1- پدر عزيزم به شما وصيت مى كنم از حقوقى كه مى گيرم و يا از اموالى كه از من به ارث مانده است تعداد دو ماه نماز برايم از يك طلبه خريدارى كنيد اگر توانستيد از حاج آقا متقيان كه قم بيشتر به منزلش مى رفتيم و مسئول جهاد است در تويسركان خريدارى كنيد .

2- براى اين حقير يك ماه روزه در صورتى كه تقبل كردند از حاج آقاى متقيان خريدارى كنيد و يا از هر طلبه ديگرى كه مى شناسيد .

3- مبلغ هزار تومان حق الناس به فقرا بدهيد .

4- مبلغ پانصد تومان به صندوق بيت المال يا به حساب جبهه بفرستيد .

5- كرايه منزل هر چند ماه كه باقى مانده به صاحب منزل آقاى اسداله بابايى پرداخت نماييد و ايشان را حتما راضى نماييد .

6- از همه دوستانم يكايك حلاليت بخواهيد حتى اگر شده برادرم سيد ناصر در سپاه قم يك اطلاعيه مبنى بر اينكه هر كس حقى بر گردن سيد واسع سورى پاسدار داشته است به مثلا فلان شخص مراجع نمايد و يا هر كس پول و ناراحتى از من ديده بود و مى خواست به مسئول متعاون مراجعه كند و اگر مسئول تعاون تقبل كردند شما مبلغى در اختيارشان دهيد و بعد از چند ماه از جريان اطلاعيه به محل سپاه قم مسئول تعاون مراجعه كنيد و اگر كسى پول نخواسته و ناراحتى نديده بود پول را پس بگيريد و اگر مرا حلال نمودند كه چه بهتر. در مدرسه رضويه و خان و آيت الله مرعشى در خيابان ارم نيز اطلاعيه بزنيد و در بسيج قم همينطور و در روستا از همه مردم حلاليت بخواهيد البته در مدرسه هاى علميه قم بنده را به نام سيد سلمان موسوى مى شناسند ولى در تويسركان بهتر است كه سيد سلمان اعلام كنيد چون بنده را به اين اسم بيشتر مورد خطاب مى دادند خلاصه از شما تمنا مى كنم خصوصا از برادر عزيزم ناصر كه اين اعلانات را حتما فراموش نكنند و اما در رابطه با حقوقم اگر احتياج داشتيد بگيريد در غير اين صورت صرف نظر كنيد و اگر همسرم و فرزندم احتياج داشتند حلال و مباح است كه بگيرند و مصرف كنند.

علاوه بر آنكه پدرم، پدر من است و بر من حق پدرى دارد، پدر همسرم نيز بنا بر احاديث معتبر حق پدرى بر انسان دارد. مبادا ذره اى او را برنجانيد و سومين كسى كه حق پدرى دارد معلم است و برادرم ناصر جان و يا هر كسى كه اين وصيت نامه را مى خواند به مردم در مراسم ترحيم اعلام كنيد كه اى مردم عزيز پدران و مادران خواهران و برادران و اى دوستان من ، من از همه شما عزيزان طلب حلاليت مى خواهم كه مرا ببخشيد و از سر تقصيرات من در گذريد و مرا حلال كنيد و از اينكه نتوانستم براى اجتماع شما فردى لايق و خدمت گزارى شايسته باشم معذرت مى خواهم.

من در مقابل يكايك شما احساس شرمندگى مى كنم. من از اينكه سال ها در حوزه علميه قم و تويسركان جهت هدايت و ارشاد مردم به تحصيل علم پرداخته بودم از شما معذرت مى خواهم كه نتوانستم نقشى سازنده داشته باشم.

خدايا از شما معذرت مى خواهم كه اين حقير نتوانستم از عهده شكر نعمتهايت برايم و در اين مدت كه از حقوق بيت المال تزريق شده ام اما نتوانستم براى اسلام و قرآن عالمى پر بار و منتشر كننده احكامت در بين مردم باشم.

والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته

برادر شما سيد واسع سورى

تابستان 1363

خدايا خدايا تا انقلاب مهدى (عج ) خمينى را نگهدار

آمين يارب العالمين

هر وقت دشمنان ادعاى صلح مى كنند ضعيفتر و زبون تر هستند
هر وقت دشمنان ادعاى صلح مى كنند ضعيفتر و زبون تر هستند
هر وقت دشمنان ادعاى صلح مى كنند ضعيفتر و زبون تر هستند
هر وقت دشمنان ادعاى صلح مى كنند ضعيفتر و زبون تر هستند

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده