وصيتنامه بسیجی شهید "قدرت الله حيدرى"
پنجشنبه, ۱۵ اسفند ۱۳۹۸ ساعت ۰۷:۳۰
بسیجی شهید "قدرت الله حيدرى": پيامى كه به مردم دارم اين است كه امام را تنها نگذارند و از تمام فرامين امام پيروى و اطاعت كامل نمايند تا اسلام در تمام دنيا سرافراز گردد و در اين راهى كه مى رويد سختيها و مشكلات و رنجها را تحمل كرده تا در آن دنيا جاى خوبى داشته باشيد.
به گزارش نوید شاهد همدان: شهید قدرت الله حیدری دوم فروردین ماه سال 1345 در شهرستان همدان چشم به جهان گشود. پدرش عبدالحسین نام داشت.کشاورز بود. در فعالیت های مبارزاتی شرکت کرد و در راه پیروزی قیام بزرگ ملت ایران گام برداشت. به عنوان نیروی داوطلب بسیجی راهی جبهه های نبرد حق علیه باطل شد. پانزدهم اسفند ماه سال 1365 در منطقه عملیاتی شلمچه بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید و به کاروان عظیم شهدا پیوست. آرامگاه وی در گلزار شهداي روستاي یکن آباد از توابع زادگاهش زیارتگاه عاشقان و دلدادگان است.یادش گرامی و راهش پر رهرو باد.

در وصیتنامه شهید آمده است:

بسمه تعالى

با سلام و درود بر حضرت وليعصر و نايب بر حقش امام امت و با سلام و درود بر شهداى گرانقدر اسلام از هابيل تا امام حسين (ع) و از امام حسين گرفته تا زمان امروز.

بارالها مرا ببخش از اين گناهانى كه مرتكب شده ام و با لطف و رحمتت مرا بپذير و مرا نا اميد مگردان. من با نام تو حركت كردم و با نام تو كار را شروع كرده ام و حال هم از تو مى خواهم كه مرا يارى فرمايى. بارالها صبورى به خانواده و باز ماندگان من عنايت فرما كه بعد از شهادت من بيشتر از قبل استقامت كنند.

پيامى كه به مردم دارم اين است كه امام را تنها نگذارند و از تمام فرامين امام پيروى و اطاعت كامل نمايند تا اسلام در تمام دنيا سرافراز گردد و در اين راهى كه مى رويد سختيها و مشكلات و رنجها را تحمل كرده تا در آن دنيا جاى خوبى داشته باشيد.

در آخر از كسانيكه با من آشنايى دارند مى خواهم كه مرا ببخشند و راه شهيد را كه همان راه امام حسين (ع) است ادامه دهند تا خون وى به هدر نرود.

صحبتى كه با خانواده عزيزم دارم اين است كه از رفتن من ناراحت نباشند چون راه ما راه خوبى است راهى است كه تمامى ائمه در آن شهيد شده اند و سختيها كشيده اند. از زحمات مادرم بسيار تشكر مى كنم كه اينقدر در حق ما خوبى كردى و من براى تو فرزند خوبى نبودم. از برادرانم مى خواهم كه بعد از من راه مرا ادامه دهند و اسلحه افتاده مرا بر دارند و به ميدان رزم بيايند.

از مادر و خواهرانم هم انتظار دارم همگى با استقامت خود سيلى محكمى به صورت تمام دشمنان اسلام بزنيد و راه انبياء را تا دم مرگ ادامه دهند كه سعادت انسان در اين راه بدست مى آيد.

ضمنا از خواهران و برادرانم مى خواهم كه حرف مادر را گوش كنند و در آخر به تمام اقوام و خويشان و آشنايان و دوستان سلام مى رسانم و از همگى مى خواهم كه مرا حلال كنند.

خدايا خدايا تا انقلاب مهدى خمينى را نگهدار

بسيجى ديده بيدار عشق است

بسيجى پير ميدان دار عشق است
در مسیر اسلام، مشکلات را تحمل کنید، که آینده از آن اسلام است
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده