خاطرات شهدا: شهید "محمد طالبیان" به روایت دوستان و همرزمان
شنبه, ۲۴ اسفند ۱۳۹۸ ساعت ۰۷:۴۸
حاج آقا طالبیان را صدا زدند و گفتند: برای شما هم ماهی کباب کردیم. بفرما! ولی حاجی از جایش تکان نخورد؛ حتی به ماهیها هم نگاه نکرد. تنها گفت: نارنجک را برای این کار در اختیار شما نگذاشته اند. من از این ماهی ها نمی خورم.

نوید شاهد همدان:

اسدالله شهبازی: بچه ها نارنجک ها را پرتاب کردند داخل رودخانه؛ چندتایی ماهی روی آب آمد؛ داخل آب رفتند و ماهی ها را جمع کردند. با خوشحالی از این که ناهار آن روزشان فراهم شده، رفتند و ماهی ها را روی آتش کباب کردند. سفره که حاضر شد، حاج آقا طالبیان را صدا زدند و گفتند: برای شما هم ماهی کباب کردیم. بفرما! ولی حاجی از جایش تکان نخورد؛ حتی به ماهیها هم نگاه نکرد. تنها گفت: نارنجک را برای این کار در اختیار شما نگذاشته اند. من از این ماهی ها نمی خورم.

از آن به بعد بچه ها هیچ وقت با نارنجک به سراغ ماهی ها نرفتند. نشستند و برای خودشان از چوب، نیزه تراشیدند. بعد میرفتند کنار رودخانه و با نیزه هایشان ماهی ها را صید می کردند. حاجی هم از آنها می خورد و می گفت: این نوع شکار فرق می کند؛ چون با زحمت خودتان به دست آمده.
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده