وصيتنامه بسیجی شهید "محسن ابراهيمیان"
سه‌شنبه, ۰۸ بهمن ۱۳۹۸ ساعت ۰۷:۳۰
بسیجی شهید "محسن ابراهيمیان": در همه دوران ها حق با باطل جنگ داشته و این جنگ پايان پذير نيست و هرگز حق با باطل بيعت نخواهد كرد. چنانچه حضرت امام حسين(ع) در كربلا با آن نيروى اندك در مقابل آن لشكر زياد ايستادگى نمود و به درجه شهادت نائل آمد.
به گزارش نوید شاهد همدان: شهید محسن ابراهیمیان پنجم اسفند ماه سال ۱۳۵۰ در روستای "عمان" از توابع شهرستان رزن در استان همدان به دنیا آمد. پدرش حسنعلی کشاورز بود. تا سال سوم مقطع راهنمایی ادامه تحصیل داد. به عنوان نیروی داوطلب بسیجی و در حالی که دانش آموز بود راهی جبهه های نبرد حق علیه باطل شد. هشتم بهمن ماه سال ۱۳۶۶ در منطقه عملیاتی شلمچه بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید و به کاروان عظیم شهدا پیوست. آرامگاه وی در گلزار شهدای زادگاهش زیارتگاه عاشقان و دلدادگان است.یادش گرامی و راهش پر رهرو باد .

در وصیتنامه شهید آمده است:

بسم الله الرحمن الرحيم

اَشْهَدُ اَنْ لا اِلَهَ إِلاَّ اللّهُ اَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللّهِ اَشْهَدُ أَنَّ عَلِیاً وَلِی اللّهِ

به نام خدايى كه جان در بدن آفريد و به انسان توانايى راه رفتن و در جهان زيستن را داد و به محمد كه رسول خداست و دين آن اسلام ميباشد و به نام على كه وصى پيامبر خداست.

در همه دوران ها حق با باطل جنگ داشته و این جنگ پايان پذير نيست و هرگز حق با باطل بيعت نخواهد كرد. چنانچه حضرت امام حسين(ع) در كربلا با آن نيروى اندك در مقابل آن لشكر زياد ايستادگى نمود و به درجه شهادت نائل آمد.

برادران و خواهران حزب اللهى، ما كه نام خود را مسلمان گذاشته ايم به خداى واحد و به رسول خدا ايمان داريم، پس برخيزيد امروز به نداى امام خود كه مى فرمايد: رفتن به جبهه كفايى است لبيك بگوييم و مانند كوفيان نباشيم كه امام را با نوشتن 12 هزار نامه دعوت كنيم و بعد به قتل وى اقدام نماييم.

سفارش من به ملت ايران اين است كه امام خود را تنها نگذاريم و در همه موارد به وى كمك نموده و باز نگذاريد ابرقدرتها بر ما حكومت كنند.

پدرم، چون در خودم احساس نيرو كردم و در حالى كه مى توانم با دشمنان بجنگم به نداى امام خود لبيك گفته و به جبهه روی آوردم. سفارش من به شما اين است، مبادا ناراحت شويد از رفتنم. مگر من از آن پسر 13 ساله كمترم كه نارنجك به كمر مى بندد و زير تانك مى رود.

مادرم اى كسى كه به قلب خود آن چنان صبر نهاده كه مرا به جبهه روانه نموده اى، پس اين صبر را كرده اى كه من به جبهه بروم، پس از رفتن من نيز ناراحت نباش، چون آرزوى هر فردى اول پيروزى و بعد شهادت مى باشد و آن زحماتى كه در مورد من تحمل كرده اى حلال كن و از اذيت های من درگذر.

و اى خواهر، اى زينب زمان، آفرين بر اين صبوريت، آفرين بر اين كارهايت، اى خواهر خدا مرا امانتى در نزد پدرم گذاشته بود و وقت آن رسيده بود كه بگيرد و به عمل خود تواناست و هر كس لياقت داشته باشد مى رود، پس من هم رفتم و مرا حلال كن. خواهرم آيا شما از آنهائى كه يك برادر دارند، زياد تر هستى؟ پس صبر كن كه اجركم عندالله.

برادرانم بر شما سفارشم اين است كه در هر جا هستيد قصدتان خدمت به ملت و اسلام باشد. احمد و محمد جان سفارشى دارم كه با درس خواندنتان شايد بتوانيد به مملكت و ملت خود كمك كنيد پس به درستان ادامه دهيد و به برادران ديگرم سفارش دارم كه تا آخرين نفس قصدتان خدمت به اسلام باشد و نگذاريد سلاح من به زمين بيفتد و بعد از نماز دعا به جان امام يادتان نرود.

والسلام

30 دیماه 1366

خدايا خدايا تا انقلاب مهدى خمينى را نگهدار .
هرگز حق با باطل بيعت نخواهد كرد
هرگز حق با باطل بيعت نخواهد كرد
هرگز حق با باطل بيعت نخواهد كرد
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده