خاطرات شهدا: شهید "محمد طالبیان" به روایت دوستان و همرزمان
چهارشنبه, ۱۶ بهمن ۱۳۹۸ ساعت ۰۷:۴۸
نهایتا بر اثر پافشاری و اصرار ما گفت: من حتی آنقدر پول ندارم که کرایه مشهد تا نهاوند را بدهم، با مخارج تبلیغات چه کنم؟ ما دست از اصرارمان برنداشتیم و گفتیم: حالا شما تشریف بیاورید، بقیه کارها با ما.

نوید شاهد همدان:

وجیه الله میرزائی: مشهد مشغول خدمت بود. با عده ای از دوستان قصد داشتیم متقاعدش کنیم که نامزد دور دوم نمایندگی مجلس بشود. تماس گرفتن با او بسیار سخت بود؛ چون فقط محل کارشان تلفن داشت. بعد از این که با دردسر زیاد موفق شدیم تماس بگیریم، از نامزد شدن طفره می رفت و می گفت که این تصمیم را ندارد.

نهایتا بر اثر پافشاری و اصرار ما گفت: من حتی آنقدر پول ندارم که کرایه مشهد تا نهاوند را بدهم، با مخارج تبلیغات چه کنم؟ ما دست از اصرارمان برنداشتیم و گفتیم: حالا شما تشریف بیاورید، بقیه کارها با ما.

بالاخره آمدند و ما با جمع آوری کمک های مردمی، تبلیغات آبرومندی مطابق شئونات اسلامی که خواست خود حاجی بود، انجام دادیم و دیناری از جهت مالی به او تحمیل نکردیم.

کل هزینه ای که جمع آوری شد، یکصد و بیست هزار تومان بود که نصف آن را از فرهنگیان و نصف دیگر را از اقشار مختلف مردم جمع کردیم. یکی از آن روزها، مسئول امور مالی یکی از رقبای آقای طالبان به ستاد ما آمد و قصد داشت از کم و کیف وضعیت ما مطلع شود. ما هم با صداقت، مبلغ مخارج تبلیغاتمان را برایش گفتیم.

با تعجب گفت: فقط همین؟! هزینه نهار یک روز کاروان همدان برای نامزد انتخاباتی ما بیش از یکصد و پنجاه هزار تومان شده آن وقت شما....؟!

بعد که موضوع را برای حاج آقا تعریف کردیم، گفت: من به شما مرتب یادآوری می کنم که اسراف نکنید.
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده