وصیتنامه سرباز شهید "احمد بختیاری"
يکشنبه, ۲۹ دی ۱۳۹۸ ساعت ۰۷:۳۰
سرباز شهید "احمد بختیاری": با عرض سلام به خدمت پدر و مادر عزيزم. شمائي که رنج بي نهايت داشتي و توانايي آسودنت نبود. شب و روزتان در انديشه من مي گذشت و چشم هاي نگرانتان در جستجوي من بود. پدر و مادر، اي قشنگ ترين کلمه اي که با دست هاي پر از مهر و نوازشگرتان غم هاي زندگي را از يادم برديد.
به گزارش نوید شاهد همدان: شهید احمد بختیاری یکم شهریور‌ماه سال ۱۳۴۵ در روستای باباپیر از توابع شهرستان تویسرکان در استان همدان به دنیا آمد. پدرش حسن مراد کشاورز بود. تا سال سوم مقطع راهنمایی ادامه تحصیل داد. پس از آن مشغول کار شد. در فعالیت‌های مبارزاتی شرکت کرد و در راه پیروزی قیام بزرگ ملت ایران گام برداشت. به عنوان سرباز به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران پیوست و راهی جبهه‌های نبرد حق علیه باطل شد. بیست و نهم دی ماه سال ۱۳۶۵ در منطقه عملیاتی شلمچه بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید و به کاروان عظیم شهدا پیوست. آرامگاه وی در گلزار شهدای زادگاهش زیارتگاه عاشقان و دلدادگان است. یادش گرامی و راهش پر رهرو باد.

در وصیتنامه شهید آمده است:

بسم الله الرحمان الرحيم

بنام خداوند بخشنده مهربان. خداوندي که جهان را آفريد و به انسانها قدرت و توانايي داد تا بتواند راه خود را انتخاب نمايد.

با سلام به درگاه امام زمان (عج) و با عرض سلام به خدمت پدر و مادر عزيزم. شمائي که رنج بي نهايت داشتي و توانايي آسودنت نبود. شب و روزتان در انديشه من مي گذشت و چشم هاي نگرانتان در جستجوي من بود. پدر و مادر، اي قشنگ ترين کلمه اي که با دست هاي پر از مهر و نوازشگرتان غم هاي زندگي را از يادم برديد.

شما که شب ها خواب راحت را از چشمان مهربانتان گرفتيد و گهواره مرا جنبانديد و بعدها راه رفتن را به من آموختید و راه فهميدن و راه انسان بودن و راه استوار بودن و هدف دار بودن و راه هاي ديگري هم بود. راه هاي پر فراز و نشيب که چشم هاي شما آن را به من نشان داد.

دلم مي خواست بر فراز عظيمترين قله بروم و فرياد بزنم اي پدر و مادر اي اميد من، من شما را هرگز فراموش نمي کنم. اميدوارم که شما مرا به خاطر بي احترامي هاي بسياري که به شما کردم ببخشيد و مرا حلال کنيد.

و پدر و مادر عزيز، نشستم گوشه اي با خود فکر کردم که چرا انسانها بايد به خاطر چيزهاي بي ارزش، ديگران را به خاک و خون بکشند و چرا بايد به مرزهاي ديگري تجاوز کنند و اين صدام جنايتکار به مرزهاي ايران تجاوز کرد و ملت ايران را به خاک و خون کشيد. بايد انتقام خون هاي به ناحق ريخته شده را از اين جنايتکار گرفت و من هم براي انتقام گرفتن از اين مزدور و دفاع از خاک وطن و ناموس و اسلام به جبهه بروم و اميدوارم که نبودن من قلب نازننيتان را نيازارد.

بيش از اين وقت عزيزتان را نمي گيرم.

سلام مرا به خدمت برادران و خواهران و فاميل ها برسانید و سلام مرا به دوستان برسانید و از قول من حلالي بخواهید.

و ضمناً وصيت مي کنم وسايل زندگي که دارم همه را به همسرم بدهيد و وسايل فردي و لباسهايم را نگهداريد و عکسم را روي قبرم بزنيد و از تمام دوستانم حلالي بخواهيد و آلبوم عکسم را نگهداريد و در قبرستان بالا خاکم کنيد و از اين دوستان حلالي بخواهيد. جبيب خداوردي، بهرام حاجي غلام، رضا علي اصغر، شريف شاه حسيني، مشهدي نادي، يوسف قربانعلي، جواد مراد، رضا نادري، نادر نباتعلي، جواد عشقعلي، محمد حسيني، رضا ابراهيم، شريف ابراهيم، حميد مجيد، صفر حاجي شاهپور، رحيم خداوردي و محمدحسين علي اکبر.

تقديم به پدر و مادر عزيزم

و در پايان برايم دعا کنيد.

بيش از اين عرضي ندارم

خداحافظ. شما را به خدا مي سپارم
پدر و مادر، اي قشنگ ترين کلمه اي که با دست هايتان غم هاي زندگي را از يادم برديد
پدر و مادر، اي قشنگ ترين کلمه اي که با دست هايتان غم هاي زندگي را از يادم برديد
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده