وصیتنامه بسیجی شهید "حیدرعلی دروندی راد"
سه‌شنبه, ۲۴ دی ۱۳۹۸ ساعت ۰۷:۳۰
بسیجی شهید "حیدرعلی دروندی راد": خدایا نمي دانم اگر شهادت نبود انسان هاي به تو پيوسته و از ماديات و از دنيا گذشته چه باید می کردند و به کجا ميرفتند و چگونه به سوي تو پر مي گشودند. انسان هايي با قلب هاي پر ايمان و با اخلاص به سوي تو مي آيند و تا نزد تو جايي براي خودشان نبينند و پيدا نکنند آرام نمي نشينند.
به گزارش نوید شاهد همدان: شهید حیدرعلی دروندی راد بیست و هفتم اردیبهشت ماه سال ۱۳۴۷ در شهرستان خرمشهر چشم به جهان گشود. پدرش احمدعلی نام داشت. دانش آموز سال اول مقطع متوسطه بود که راهی جبهه های نبرد حق علیه باطل شد. در راه پیروزی قیام بزرگ ملت ایران گام برداشت. پس از پیروزی انقلاب به نهاد نوپای بسیج مستضعفین پیوست. به عنوان نیروی داوطلب بسیجی راهی جبهه های نبرد حق علیه باطل شد. بیست و چهارم دیماه سال ۱۳۶۵ در منطقه عملیاتی شلمچه بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید و به کاروان عظیم شهدا پیوست. آرامگاه وی در گلزار شهدای روستای ماماهان از توابع شهرستان فامنین زیارتگاه عاشقان و دلدادگان است. یادش گرامی و راهش پر رهرو باد.

در وصیتنامه شهید آمده است:

بسم الله الرحمن الرحيم

با عرض سلام حضور امام زمان(عج) و با سلام حضور امام خميني رهبر مستضعفان و با سلام حضور امت شهيد پرور.

سپاس مي گويم که براي انسان اين همه نعمت قرار داده ولي مهمترين نعمت به نظر اين حقير اين است که در ميان مخلوقات انسان هاي خوب و بد به وجود آورد و حسين را برابر يزيد آفرید و اينک انقلاب اسلامي را برابر حزب بعث عراق قرار داد و انسان هايي به وجود آمدند که فتنه و آشوب در زمين کنند و خوبان چون شهيدان به مصاف آنها به جبهه ها رفته و با آنان کارزار کنند.

خدایا نمي دانم اگر شهادت نبود انسان هاي به تو پيوسته و از ماديات و از دنيا گذشته چه باید می کردند و به کجا ميرفتند و چگونه به سوي تو پر مي گشودند. انسان هايي با قلب هاي پر ايمان و با اخلاص به سوي تو مي آيند و تا نزد تو جايي براي خودشان نبينند و پيدا نکنند آرام نمي نشينند.

خدایا تو که تمام نعمت هاي اين دنيا را به من اعطا کردي حتي جهاد را، يکي از آرزوهايم مانده که آن نيز شهادت در راه تو و ديدن تو مي باشد. پس خدایا من که اين همه گناه کرده ام ولي تو به من عنايت داشتي و تمام نعمت هايت را به من عطا کردي پس آخرين نعمت اين جهانت را به من عطا کن و شهادت در راه خودت را نصيب من گردان.

مي دانم خدایا گناه من فزون است ولي اين را نيز مي دانم که تو بخشنده اي. پس خدایا از گناهانم درگذر و پس چيزي را که لايق آن نيستم يعني شهادت را نصيبم گردان.

و باز نيز سپاس مي گويم که رهبري چون امام خميني براي مستضعفان اين دوره قرار دادی. از شما ملت مبارز مي خواهم که فقط در راه امام حرکت کنيد و خطي جز خط امام را انتخاب نکنيد و احترام خانواده شهدا را نگه داريد چرا که خانواده شهدا چشم و چراغ اين ملتند و مساجد را پر کنيد زيرا که مساجد سنگرند.

با عرض سلام حضور خانواده عزيزم. پس از عرض سلام اميدوارم که تمام کارهايتان براي رضاي خدا بوده باشد. مادر و پدر عزيزم مي دانم که چقدر زحمت کشيده ايد ولي من نتوانستم آنچنان که بايد احترام شما را نگه دارم و براي شما خيلي ناراحتي ايجاد کردم. اميدوارم که حلالم کنيد.

خواهرم اميدوارم که حجابت را به صورتي نگاه داري که حضرت زهرا (س) از تو راضي باشد زيرا که حجاب تو مشتي است محکم بر دهان منافقان و برادرم اميدوارم که همواره تمام کارهايت براي خدا باشد و در خط امام حرکت کني و پاسدار خون شهدا باشي.

مادرم، من شما را خيلي دوست دارم ولي اسلام و لقاء الله را عزيزتر از شما مي دانم و بايد در وقتي که اسلام در خطر است بايد از اسلام حمايت کرد. در مرگ من گريه نکنيد. وقتي که مي خواستيد گريه کنيد براي امام حسين (ع) گريه کنيد و در شهادتم صبر داشته باشيد که خدا با صابران است.

سخن کوتاه میکنم. با آرزوي طول عمر و سلامتي براي امام امت. در نمازهايتان امام را دعا کنيد و از تمام دوستان و آشنايان مي گویم که در حق شما بد کرده ام ولي اميدوارم شما مرا حلال کنيد. شما را به تقوي و پرهيزکاري سفارش مي کنم.

هدفم از جهاد فی سبیل الله تکليفي است که شهيدان بر گردنم گذاشتند و ادامه راه حسين (ع) و هيچ هدف مادي نداشتم.

والسلام 2 بهمن1365


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده