وصيتنامه بسیجی شهید "محمود شهبازى"
چهارشنبه, ۱۱ دی ۱۳۹۸ ساعت ۰۷:۳۰
بسیجی شهید "محمود شهبازى": ديگر وقت آن نيست كه ما بنشينيم و بى تفاوت زندگى كنيم. برخيزيد، سلاح هاى خود را به دست گيريد و سيلى محكمى به صورت ياوه سرايان بزنيم. ما را ننگ است كه در رختخواب ذلت بميريم. ديگر سكوت بس است. صلح يعنى چه؟ بين اسلام و كفر صلح معنى ندارد. امت مسلمانان، هميشه در صحنه باشيد و نگذاريد منافقين و شايعه گران ضربه به اسلام بزنند.
به گزارش نوید شاهد همدان: شهید محمود شهبازی ششم تیر ماه سال ۱۳۳۳ در روستای گنج تپه از توابع شهرستان بهار در استان همدان و در خانواده‌ای مذهبی به دنیا آمد. پدرش حسین نام داشت. در فعالیت‌های انقلابی و مبارزاتی شرکت کرد و در راه پیروزی قیام بزرگ ملت ایران گام برداشت. به عنوان نیروی داوطلب بسیجی راهی جبهه های نبرد حق علیه باطل شد. یازدهم دی ماه سال ۱۳۶۶ با سمت آر پی چی زن در منطقه عملیاتی پاسگاه زید عراق بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسید و به کاروان عظیم شهدا پیوست. آرامگاه وی در گلزار شهدای زادگاهش زیارتگاه عاشقان و دلدادگان است. یادش گرامی و راهش پر رهرو باد.

در وصیتنامه شهید آمده است:

بسم الله الرحمن الرحيم

وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّـهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِندَ رَ‌بِّهِمْ يُرْ‌زَقُونَ

آنانى كه در راه خدا كشته مى شوند را مرده مپنداريد بلكه آنان زنده اند و در نزد خداى خويش روزى مى خورند.

با درود و سلام بر آقا حجت ابن الحسن (ع) منجى عالم بشريت اميد بى پناهان و ياور رزمندگان. با سلام و درود بر امام بزرگوار اين قلب تپنده همه امت و رزمندگان اسلام و درود بى كران به ارواح پاك طيبه شهداى اسلام از آقا اباعبدالله الحسين (ع) تا شهداى انقلاب اسلامى كه با نثار خون خويش درخت اسلام و انقلاب را آبيارى نمودند و آنها رفتند و به ما درس شهادت آموخته اند.

با سلام بر رزمندگان غيور و ايثارگر، اين شيران روز و زاهدان شب و پيكارگران تاريخ ساز. و با سلام بيكران بر امت حزب الله و شهيد پرور و هميشه در صحنه انقلاب اسلامى ايران مخصوصا امت حزب الله روستاى گنج تپه.

سلام عليكم برادران و خواهران عزيزم.

ديگر وقت آن نيست كه ما بنشينيم و بى تفاوت زندگى كنيم. برخيزيد، سلاح هاى خود را به دست گيريد و سيلى محكمى به صورت ياوه سرايان بزنيم. ما را ننگ است كه در رختخواب ذلت بميريم. ديگر سكوت بس است. صلح يعنى چه؟ بين اسلام و كفر صلح معنى ندارد. امت مسلمانان، هميشه در صحنه باشيد و نگذاريد منافقين و شايعه گران ضربه به اسلام بزنند.

آن كسانى كه تا به حال به جبهه و جنگ توجه نمى كنند در مجلس من شركت نكنند و با آنها كه مخالفت مى كردم در مجلس بنده شركت نكنند. امت حزب الله، مراسم هاى مذهبى و اسلامى و دعاهاى كميل و توسل صد در صد شركت كنيد و ديگران را نيز تشويق كنيد كه در مراسم شركت نمايند.

امام خويش را تنها نگذاريد. هميشه و در همه حال پشتيبان ولايت فقيه و روحانيون در خط امام باشيد. از غيبت و تهمت و دروغگويى شديدا پرهيز نمائيد و هميشه خيرخواه ديگران باشيد.

جوانان عزيز، امروز وقت پيكار است. مبادا به غفلت در خانه نشسته و به جبهه نرويد و بگوييد اگر به جبهه بروم كشته مى شوم. از اول تا آخر انسان بايد بميرد چه بهتر كه در راه خدا و اسلام لباس رزم بپوشیم و در صف مبارزه عليه زورگويان درآيم و در اين راه شربت شهادت بنوشم.

اى پدران و مادران عزيز، مبادا از رفتن فرزندان خود به جبهه جلوگيرى كنيد كه فردا نمى توانيد جواب حضرت زينب(س) را بدهيد كه تحمل 72 شهيد را نمود. بدانيد و آگاه باشيد كه ما براى كشته شدن نيامديم، بلكه براى رضاى خدا و براى رضاى حضرت بقيه الله الاعظم آمده ايم.

مادرم ناراحت نباشيد، چون اسم پدر را نياوردم، بنده از كودكى يتيم بودم. من با ميل خود به جبهه رفتم و كسى هم مرا مجبور به جبهه رفتن نكرد. از شما خواهش مى كنم كه در مرگ من ناراحت نباشيد و گريه نكنيد چون با گريه شما منافقين شاد مى شوند. صبور باشيد و صبر پيشه كنيد كه خداوند صبر كنندگان را دوست ميدارد.

و اما سلاح غرق به خون مرا به دست گيريد و راه شهيدان را ادامه دهيد. خواهرانم خواهش مى كنم در شهادت من گريه و زارى نكنيد در عوض شاد باشيد چون با شادى شما روح من شاد مى شود.

حسين جان سلام برتو و ياران تشنه لبت. خدايا من گناهكار به سوى تو آمدم و از تو خواهش مى كنم كه مرا در جوار رحمتت قرار دهى. شنيده بوديم كه خون بر شمشير پيروز است و ايمان بر سلاح و مشت بر آهن. شنيده ايم كه ايثارگرانى بودند در ركاب پيامبر (ص) و در كنار على (ع) و در كربلاى امام حسين (ع) دست از جان شسته و دل از هستى بريده و از زن و فرزند گذشته و بودن را در نبودن جستجو كردند.

امت حزب الله روستاى گنج تپه، تقاضاى حقيرانه از شما دارم كه بخاطر خدا مرا حلال كنيد چون زحمت مرا زياد كشيديد. از همسايه ها و فاميلها و دوستان مى خواهم به خاطر پيامبر اسلام مرا حلال كنند.

اما چند سخنى با همسرم دارم گر چه با شروع زندگى زحمت مرا بسيار كشيدى و در رنج و زحمت با من شريك بودى از تو خواهش مى كنم كه صبور باشى و مرا حلال كنى و بچه هاى كوچك مرا خوب تربيت كنى و آنها را در خدمت به اسلام و انقلاب اسلامى قرار دهى كه روح من نيز شاد مى شود.

از همه شما خانواده عزيزم مى خواهم كه مرا حلال كنيد و از فرزندانم مى خواهم كه تربيت اسلامى ياد بگيرند تا در آينده به اسلام خدمت كنند. اما پسرم حسين، ديگر وظيفه تو خيلى سنگين شد كه بايد كمر همت ببندى و خانواده را سرپرستى نمائى و بچه هاى كوچك را دلدارى بدهى و براى آنها جاى پدر باشى.

ديگر وقت شما را نمى گيرم. خداحافظ شما و التماس دعا.

خدايا خدايا تا انقلاب مهدى خمينى را نگهدار

صلح يعنى چه؟ بين اسلام و كفر صلح معنى ندارد
صلح يعنى چه؟ بين اسلام و كفر صلح معنى ندارد
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده