شنبه, ۲۱ دی ۱۳۹۸ ساعت ۰۷:۴۸
فردا با این که صبح زود به مدرسه رسیدیم دیدیم حاجی با لباس کار عرق ریزان مشغول کار است.

نوید شاهد همدان:

علیرضا شهبازی: پرسید: «آقای شهبازی شما ارّه دارید؟»

گفتم: «ارّه؟ بله داریم. برای چه می خواهی حاج آقا؟»

گفت: «فردا که آمدی مدرسه، ارّه را هم با خودت بیاور. باید چند تا درخت اضافی حیاط مدرسه را ببریم تا فضای باز و مناسبی برای بازی بچه ها درست کنیم.»

فردا با این که صبح زود به مدرسه رسیدیم دیدیم حاجی با لباس کار عرق ریزان مشغول کار است.

در آن زمان دبیران یا کارمندان با لباس های مرتب و کراوات زده به محل کار می آمدند و به هیچ وجه دست به چنین کارهای ساده ای که مخصوص کارگرها بود نمی زدند. این تواضع و فروتنی ایشان تأثیر خیلی زیادی روی بقیه می گذاشت.

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده