وصيتنامه سرباز شهید "نبى الله فضلعلى"
سه‌شنبه, ۱۲ آذر ۱۳۹۸ ساعت ۰۷:۳۰
شهید "نبى الله فضلعلى": و چون زمانه ما زمانى است كه پيغمبر خدا خود را براى اسلام و براى امتش فدا كرد از شما مى خواهم كه هميشه شكر خدايى را به جاى آوريد كه توانستيد بچه ناقابلى را در راه او و اسلام بدون هيچ ناراحتى فدا نماييد. خدايا شهيد شدن، البته شهيد شدن در راه خودت را نصيب ما كن.
به گزارش نوید شاهد همدان: شهید نبی الله فضلعلی یکم فروردین ماه سال ۱۳۴۱ در شهر سرکان از توابع شهرستان تویسرکان در استان همدان و در خانواده‌ای کشاورز و ساده زیست به دنیا آمد. پدرش حبیب کشاورز بود. تا پایان دوره راهنمایی ادامه تحصیل داد. به عنوان سرباز به ژاندارمری وقت پیوست و راهی جبهه‌های نبرد حق علیه باطل شد. دوازدهم آذرماه سال ۱۳۶۰ در منطقه عملیاتی سوسنگرد بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید و به کاروان عظیم شهدا پیوست. آرامگاه وی در گلزار شهدای زادگاهش زیارتگاه عاشقان و دلدادگان است.
در وصیتنامه شهید نبی الله فضلعلی آمده است: 

بسم الله الرحمن الرحيم

بسم رب الشهدا و الصديقين

همه از آن خدا هستيم و باز گشت همه ما به سوى خدا است.

اول سلام ، سلامتى تو پدر و مادر عزيزم و برادران عزيزم و خواهرانم را از خدا خواستارم.

سلام بر امام زمان، مهدى جان آرزوى ما ظهور توست و انقلاب ما هم زمينه ساز ظهور توست. سلام بر نايب او خمينى عزيزم كه او را از ته قلبم دوست مى دارم. سلام بر يكصد و بيست و چهار هزار پيغمبر و پيغمبرزاده كه همگى آنها بر حق هستند. سلام و درود بر امام زاده عبدالله كه مرا در نزديكى آن به خاك مى سپارند.

سلام بر پدر و مادر عزيزم كه توانستند فرزندى صادق تربيت كنند و صادقانه در راه اسلام عزيز فدا نمايند. سلام بر شهيدان راه حق. سلام بر تمام قوم و خويشان و همشهريان عزيز.

بارى خطاب به تو مادر عزيز و پدر گرامى و برادران و خواهران عزيزم، براى من اميد است كه ناراحتى نكنيد اگر من شهيد شدم، چون شهادت چيزى نيست كه تحميلى باشد بلكه يك فيض الهى است كه نصيب بندگان خاص خداست.

و چون زمانه ما زمانى است كه پيغمبر خدا خود را براى اسلام و براى امتش فدا كرد از شما مى خواهم كه هميشه شكر خدايى را به جاى آوريد كه توانستيد بچه ناقابلى را در راه او و اسلام بدون هيچ ناراحتى فدا نماييد.

خدايا شهيد شدن، البته شهيد شدن در راه خودت را نصيب ما كن. اميد است همگى قوم و خويشان و همشهريان مرا ببخشند.

دوست داشتم در شب حجله به شهادت برسم.

قسمتم اين شد كه در سنگر ملت به شهادت برسم.

بنگر ز من ديگر شوق خدا دارم

گر كشته گرديدم در جبهه اى مادر

بهرم چراغان كن شوق خدا دارم

شيون مكن مادر در مرگ خونبارم

چون قاسم داماد بهر خدا سازى

در هر شب جمعه بهرم به خود آرى

روز اعزام به جبهه حق عليه باطل، 17 مهر 1360 روز عيد قربان

از خون شهيدان وطن لاله دميده

مورخ 29 مهر 1360 
خدايا شهيد شدن، البته شهيد شدن در راه خودت را نصيب ما كن
خدايا شهيد شدن، البته شهيد شدن در راه خودت را نصيب ما كن
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده