وصیتنامه سرباز شهید "عیسی گل محمدی"
شنبه, ۱۱ آبان ۱۳۹۸ ساعت ۰۷:۳۰
سرباز شهید "عیسی گل محمدی": خدایا، پروردگارا به خود میبالم که سرباز اسلام هستم. سرباز امام زمان و در ارتش حکومت اسلامی خدمتگزارم. بار الها مرگ و شهادت من را در راه خودت قرار بده. بارالها مرا برای کمک به اهتزار درآوردن پرچم مقدس مستضعفین جهان یاری فرما.
به گزارش نوید شاهد همدان: شهید عیسی گل محمدی بیستم آذر ماه سال ۱۳۴۱ در شهرستان فامنین و در خانواده‌ای مذهبی و ساده زیست به دنیا آمد. پدرش کتابعلی کشاورز بود. تا پایان دوره ابتدایی درس خواند. سال ۱۳۵۸ ازدواج کرد و صاحب یک دختر شد. به عنوان سرباز به ارتش جمهوری اسلامی ایران پیوست. یازدهم آبان ماه سال ۱۳۶۱ در منطقه عملیاتی عین خوش بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید و به کاروان عظیم شهدا پیوست.

در وصیتنامه شهید آمده است:

درود به روان پاک امام امت، رهبر مستضعفین جهان، رهبر دردمندان و مصیبت زدگان، رهبر زحمتکشان و رنجبران و مظلومین جهان چرا که این طبقه دل به او بستند و امیدوارند که رهبری او به رهبری و قیام حضرت امام زمان مهدی موعود(عج) متصل گردد. ان شاء الله

بار الها از تو خواهانم با کمک این ملت غیور و مسلمان انقلاب اسلامیمان به رهبری نائب امام زمان پرچمش فرا تر از مرزها رود و ندای اسلام و اسلام محمدی سراسر منطقه را فرا گیرد و نمونه ای از حکومت علی در این منطقه استقرار یابد.

بار الها، خدایا مستضعفین جهان را بر مستکبرین پیروز فرما و مستضعفین خود سرنوشتشان را بدست گیرند. حضرت باریتعالی، وضعیت ما را تغییر نمیدهد مگر آنکه خود تصمیم بگیریم و اراده کنیم با عزمی راسخ و استوار راه امام علی(ع) و صراط مستقیم را انتخاب نمائیم. خدایا ما را در برقراری و پا بر جا شدن راه امام علی(ع) کمک کن.

افسوس که من بیشتر از یک جان در کالبدم وجود ندارد که بتوانم با ایثار و از خود گذشتکی اسلام عزیز را یرای نمایم. خدایا من را ببخش اگر خدای ناکرده حرفی بر علیه اسلام زده یا قدمی بر علیه اسلام برداشته ام چرا که از جهل و کوته بینی من بوده است.

خدایا، پروردگارا به خود میبالم که سرباز اسلام هستم. سرباز امام زمان و در ارتش حکومت اسلامی خدمتگزارم. بار الها مرگ و شهادت من را در راه خودت قرار بده. بارالها مرا برای کمک به اهتزار درآوردن پرچم مقدس مستضعفین جهان یاری فرما.

خدایا شهادت مرا از شهدای صدر اسلام ثبت نما، جزء شهدای زمان حضرت ختمی مرتبت که اکمل موجودات و افضل انسانها، اشرف مخلوقات است قرار بده. افسوس که یک جان بیشتر نداشتم که در راه نایب امام زمان که راه اسلام، که راه برپا شدن حق و عدالت است هدیه نمایم.

خدایا شکر میکنم که این نعمت را به من دادی که بتوانم در برابر تو در راه اهداف حکومت اسلامی لذتها و محبتهای دنیوی را فراموش کنم و فقط راه تو را در نظر داشته ام. خدایا من هر چه از تو خواستم در زندگی به من عطا فرمودی حتی سربازی که آرزویم بود که در حکومت اسلامی سربازی کنم از من دریغ ننمودی. من چطور بتوانم از عهده شکر تو برآیم.

پدر عزیزم میدانم که محبت من در دل تو بسیار است و از دست رفتن من برایت سنگین است ولی در راه الله و راه به ثمر رسیدن حکومت اسلامی بسی ناچیز است و از درگاه خداوند شما باید تشکر کنی که این نعمت را بر شما ارزانی داشته و شما را از این ثواب برخوردار گردانیده است.

پدر عزیزم تو را به حضرت باریتعالی سوگند میدهم که مرا فراموش کن و مبادا خدای ناکرده گریه کنی و اجر و منزلت خود را در برابر حضرت پروردگار از میان ببری. پدر عزیزم از تو تشکر میکنم که همواره از کوچکی برای اینکه انسانی شدم مرا ترغیب و تشویق نمودی من از شما تشکر میکنم .

مادر عزیزم همچون پدر دلبندم میدانم که غم از دست دادن فرزند برای مادر بسیار مشکل و دشوار است اگر چه بگویم مادر فراموش کن ولی میدانم که این امر برای مادر امکان پذیر نمیباشد ولی مادر عزیزم عمر دنیا کوتاه است بالاخره آدمی یک روز بدنیا آمده و یک روز هم از دنیا میرود چه بهتر که مرگ و شهادت انسان در راه الله باشد.

مادر عزیزم از زحماتیکه در مدت عمر من کشیدی تشکر میکنم و از خدای باریتعالی خواهانم اجر و منزلت در بهشت خداوند به شما عنایت فرماید و از شما و هم از پدرم تقاضا دارم که بنده را حلال فرمائید. من از شما خیلی تشکر میکنم .

مورخه 12 آذر 1360

عیسی گل محمدی

جمعی تیپ 84 پیاده خرم آباد


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده