وصيتنامه بسیجی شهید "يوسف كريمى "
پنجشنبه, ۰۹ آبان ۱۳۹۸ ساعت ۰۷:۳۰
بسیجی شهید "يوسف كريمى": پدر و مادر عزيزم من در راهى قدم مى نهم كه برادرم احمد در آن قدم گذاشت. اگر من شهيد بشوم راه على اكبر حسين را پيمودم. مادر عزيز مى دانم كه داغ برادر را تحمل كردى، اگر شهيد شدم صبور و شكيبا باش زيرا تو مادر دو شهيد مى شوى و مقام تو بالاتر مى رود.
به گزارش نوید شاهد همدان: بسیجی شهید یوسف کریمی سوم خرداد ماه سال ۱۳۴۷ در روستای کهنوش از توابع شهرستان تویسرکان در استان همدان به دنیا آمد. پدرش محمد کریم کشاورز بود. تا سال اول مقطع راهنمایی ادامه تحصیل داد. در راهپیمایی ها و فعالیت های انقلابی شرکت کرد و در این راه از هیچ کمک و اقدامی فروگذار نبود. به عنوان نیروی داوطلب بسیجی راهی جبهه های نبرد حق علیه باطل شد. پس از شهادت برادرش احمد، در نهم آبان ماه سال ۱۳۶۴ در منطقه عملیاتی دیواندره هنگام درگیری با نیروهای ضد انقلاب و منافقین کوردل بر اثر انفجار مین به شهادت رسید و به کاروان عظیم شهدا پیوست.

در وصیتنامه شهید آمده است:

به نام خداى واحد و به نام خداى شهيد

اين جانب يوسف كريمى اخوى شهيد احمد كريمى دانش آموز كلاس دوم راهنمايى در سال 1347 در روستاى كهنوش از توابع شهرستان تويسركان متولد شدم و براى انتقام خون برادر شهيدم احمد كريمى كه در ناحيه كردستان در تاريخ 12 تیر 62 به درجه رفيع شهادت نايل گرديد روانه جبهه شدم. من شخصا آرزوى شهادت دارم كه اين آرزوى هر شخص مسلمان است .

پدر و مادر عزيزم من در راهى قدم مى نهم كه برادرم احمد در آن قدم گذاشت. اگر من شهيد بشوم راه على اكبر حسين را پيمودم. مادر عزيز مى دانم كه داغ برادر را تحمل كردى، اگر شهيد شدم صبور و شكيبا باش زيرا تو مادر دو شهيد مى شوى و مقام تو بالاتر مى رود.

چه خوب است كه ما مسلمانها در راه حق كشته شويم. پيغمبر اكرم (ص) مى فرمايد: شهيد اولين كسى است كه وارد بهشت مى شود.

پيامى هم براى برادران و خواهران عرضه مى دارم و آن اين است كه براى شهادت بنده برادر كوچك شما و برادر شهيدم احمد غم و اندوه به خود راه ندهيد و مانند كوه استوار باشيد زيرا شهادت بزرگترين سعادت است و همه كس اين سعادت را به خود راه نمى دهد.

به پدر پير و مادر ناتوان احمد از دست داده كمك كنيد و نگذاريد پدر و مادر عزيزمان در رنج و مشقت باشند. من مى خواهم انتقام خون پسر عمويم صفر كريمى را از ديواندره بگيرم. من مى خواهم انتقام خون پسر عمويم محمد تقى كريمى را از كامياران بگيرم. من مى خواهم براى حق، اين جان ناقابل خود را فدا كنم.

پروردگارا اين بنده گناهكار انتظارى دارم و آن اين است كه از من بگذرى و مرا به درجه شهادت برسانى . خدايا از همه چيز مى گذرم و تنها دل به تو مى بندم كه مرا به آرزوى خود برسانى.

احمد جان مى خواهم به راهت بيايم آن راهى كه تو انتخاب كردى. يادت گرامى و راهت پر رهرو باد .

والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته .

ديواندره

شنبه 4 آبان 64

يوسف كريمى

در راهى قدم مى نهم كه برادر شهیدم احمد در آن گام نهاد
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده