وصيتنامه معلم شهید "اسفنديار سورى"
سه‌شنبه, ۱۶ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۰۷:۳۰
شهید "اسفنديار سورى": برادران محترم و خواهران محترمه، قرآن مظلوم است، امام مظلوم است، دنيا چشم به ايران دوخته و همه و همه قدرتهاى شيطانى دست به دست هم داده اند كه نگذارند اسلام رشد كند. ما پيروزيم براى اينكه شهادت را در آغوش مى گيريم. ما پيروزيم براى اينكه همه هدفمان واحد است. ما پيروزيم چونكه الله پشتيبان ما است.
به گزارش نوید شاهد همدان: شهید اسفندیار سوری یکم آذر ماه سال ۱۳۴۰ در روستای رودآور از توابع شهرستان تویسرکان به دنیا آمد. پدرش موسی نام داشت. تا پایان دوره متوسطه در رشته اقتصاد ادامه تحصیل داد و موفق به اخذ مدرک دیپلم شد. شغل معلمی را برای خود انتخاب کرد. سال ۱۳۶۴ ازدواج کرد و صاحب یک پسر شد که از وی به یادگار مانده است. شانزدهم مهر ماه سال ۱۳۶۶ در منطقه عملیاتی شلمچه بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید.

در وصیتنامه شهید آمده است:

بسمه تعالى

براى آخرين بار با ياد و نام خدا به جبهه مى روم نه براى انتقام بلكه بمنظور احياى دينم و مسئوليت و وظيفه شرعى و تداوم انقلابمان تا انقلاب جهانى حضرت مهدى(عج) و امنيت ميهنم و پاک شدن کشورم از لوث بيگانه. آماده مى شوم و به راهى مى روم كه خود صلاح ميدانم، هدفم اسلام است و راهى كه انتخاب كرده ام با شناخت واقعى مى باشد. اگر خداوند قبول نمايد به امام حسين (ع ) اقتدا نمايم و جز انجام وظيفه و احساس مسئوليت چيز ديگرى نيست.

معبودا مى دانم كه شايد اعمالم مورد قبول واقع نشده كه هنوز اين بنده حقير و ضعيف را نپذيرفته اى. از تو مى خواهم كه مرا و اعمال مرا قبول فرمائى يعنى در راه تو و دين تو جانم را در طبق اخلاص تقديم نمايم و پروانه وار به گرد شمع توحيد بسوزم كه اگر سعادت يارم شد به سرورم حسين (ع ) اقتدا كنم.

پروردگارا ما با تو پيمان بسته ايم كه تا آخر خط، امام امت و ولايت را يارى نمايم و با بازگشت از جان و مال و زندگى و زرق و برق دنيايى بر پيمان خويش استوار هستيم.

معبودا اگر مرا چندين بار در راه تو بكشند و دوباره زنده شوم هرگز دست از يارى دينم بر نخواهم داشت. ما به قول امام حسين (ع) و امام امت تا آخر مى ايستيم و تا آخرين نفر و آخرين نفس و تا آخرين خانه مقاومت مى كنيم و تن به ذلت و صلح معاويه اى نمى دهيم.

بايد با تمام قوا آماده دفاع از آرمان و هدفمان باشيم. به ياد در دلهاى على (ع) و مظلوميت امام و انصار او در جهان باشيم. نمى توانم جلو اشكم را بگيرم.

برادران محترم و خواهران محترمه، قرآن مظلوم است، امام مظلوم است، دنيا چشم به ايران دوخته و همه و همه قدرتهاى شيطانى دست به دست هم داده اند كه نگذارند اسلام رشد كند. ما پيروزيم براى اينكه شهادت را در آغوش مى گيريم. ما پيروزيم براى اينكه همه هدفمان واحد است. ما پيروزيم چونكه الله پشتيبان ما است.

مى رويم تا به نداى هل من ناصر ينصرنى حسين زمان لبيك بگويم. ميروم تا با ريختن خونمان خدمت كوچكى به اسلام بكنیم چون در اين شرايط حساس اسلام احتياج به خون دارد تا زنده بماند.

پروردگارا، معبودا تو را سپاس مى گويم كه به من فرصت دادى تا اسلام را بشناسم و با خاموشى و جهل از دنيا نروم.

شما اى همكاران گرامى شما اى فرهنگيان عزيز شما وارثان پيامبر و ائمه معصومين اميد است كه قدر كار پيامبرگونه خود را بدانيد و با دلسوزى و تعليم و تربيتى شايسته بتوانيد وظيفه سنگين خود را كه همان انسان سازى است به نحو احسن انجام دهيد بگونه اى نو نهالان و بچه هاى مردم را تربيت و به قرآن آشنا كنيد و از نظر سياسى به آنها آگاهى بدهيد كه هر كدام در آينده خدمتگذار مخلص به مسلمين و انسانهاى مظلوم باشند.

و اما چند كلامى با پدر ومادرم؛ پدر و مادر زحمتكشم درست است كه من نتوانسته ام در مشكلات زندگى شما را يارى كنم. راست قامت و صبور باشيد كه اگر خداوند مرا قبول كند شما در اين معامله برنده هستيد چون نتيجه شب نخوابيهاى شما و زحمت چندين ساله شما نه تنها هدر نرفته بلكه فداى اسلام و امام عزيز شده. پس در اينجا جاى شكر است و باز با صبر و بردبارى شكر خداوند را بيشتر به جاى آوريد چون من امانتى در دست شما بودم كه به نحو احسن امانت را به صاحب اصلیش يعنى خداوند برگردانديد.

پدر جان نكند خود را خميده بگيرى، راست قامت و استوار باش و از خداوند بخواه كه قربانيت را قبول فرمايد. مادر عزيز و زحمت كشم مى دانم داغ فرزند براى مادر مشكل است مى دانم اما از شما مى خواهم و از خواهرانم انتظار دارم كه همانند بانوى بزرگوار اسلام يعنى حضرت زينب در برابر مشكلات و شهادت فرزندت صبور باشى و افتخار كن و شاد باش تا دشمنان اسلام و منافقين در دنيا بدانند در هر زمان مادران شيرزنى چون شما پيروان فاطمه زهرا(س) و زينب (س) هستند كه فرزندان خود را با افتخار به خداوند هديه مى كنيد.

و تو اى همسر مهربانم تو نيز بايد اينچنين باشى و در مرحله اول با حفظ حجاب و معيارهاى اسلامى كه از همه چيز اهميتش بيشتر است نهايت كوشش نمائى اگر خداوند مرا قبول كرد و در راه ايمان و عقيده و هدفم كه همان هدف امام حسين (ع) است به شهادت رسيدم صبور باش و صبر پيشه كن و وظيفه زينبیت را كاملا انجام ده. اگر فرزندم پسر بود نامش را حسين بگذار تا مانند سرورش حسين زندگى كند و اگر دختر بود نامش را زينب بگذار تا همچون حضرت زينب (س) پیامرسان شهدا باشد و طبق دستورات قرآن او را تربيت كن.

همچنين از يكايك برادران و خواهران روستاى خودم رودآور و كليه كسانى كه اين حقير را مى شناسند تقاضامندم كه اگر در اين مدت حياتم اگر خداى نخواسته احيانا به كسى بى احترامى شده به بزرگوارى خودشان ببخشند و مرا حلال كنند.

خداوند عزيز از تو مى خواهم كه مرا يك لحظه به خودم وامگذارى كه انسان بى ياد و نام تو هر لحظه ممكن است به اسفل السافلين سقوط كند. معبود من از تو مى خواهم كه اين بنده ضعيف را از بندگان صالحت قرار دهى.

اسفندیار سوری

ما پيروزيم براى اينكه هدفمان واحد است
ما پيروزيم براى اينكه هدفمان واحد است
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده