وصيتنامه پاسدار شهید "رضا صفدريان"
يکشنبه, ۰۷ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۰۷:۳۰
شهید "رضا صفدريان": بايد بگويم كه من خودم به خاطر هدفى كه داشتم و به خاطر راهى كه شناخته بودمش به اينجا پا نهادم و نه اين كه كسى من را به اينجا بياورد و يا اينكه كسى من را به زور آورده باشد و براى اينكه كسى كه زندگيش هدف دار باشد بايد در جهت هدفش عمل كند .
به گزارش نوید شاهد همدان:شهید رضا صفدریان نوزدهم تیر ماه سال ۱۳۴۶ در شهرستان همدان و در خانواده‌ای مذهبی به دنیا آمد. پدرش محمد نام داشت. تا پایان دوره متوسطه در رشته اقتصاد ادامه تحصیل داد و موفق به اخذ مدرک دیپلم شد. در راه پیروزی قیام بزرگ ملت ایران گام برداشت و در این راه از هیچ کمک و اقدامی فروگذار نبود. ملبس به لباس سبز پاسداری راهی جبهه های نبرد حق علیه باطل شد.هفتم مهر ماه سال ۱۳۶۶ در سن ۲۰ سالگی در منطقه عملیاتی شلمچه بر اثر انفجار خمپاره دشمن بعثی به شهادت رسید و به کاروان عظیم شهدا پیوست.
در وصیتنامه شهید آمده است:

بسم الله الرحمن الرحيم

وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّىٰ لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ

نپنداريد آنانكه که در راه خدا كشته شدند مردگانند بلكه از زندگانند و در نزد خداى خويش روزى خوارند و شادند به آنچه كه خدا از فضل خود به ايشان ارزانى داشته است و به آن مومنان كه هنوز به آنها نپيوسته اند و بعد در پى آنان به آخرت خواهند شتافت مژده ميدهند كه هيچ بيم و ترسى نداشته و اندوهگين مباشيد.

با نام خدا و با ياد انبيائش و با سلام به رهبر كبير انقلاب نجات دهنده امت اسلامى و با سلام بر حافظان انقلابش و با سلام بر شهيدان زنده .

در مسلخ عشق جز نكو را نكشند

روبه صفتان زشت خو را نكشند

گر عاشق صادقى ز مردن مهراس

مردار بود هر آنكه او را نكشند

در حجله عشق بى كفن بايد رفت

دلسوخته پاره پاره تن بايد رفت

از جان بگذر كه در سراپرده دوست

فارغ ز سر و دست و بدن بايد رفت

بارها وصيت نامه ام را نوشته ام به اين اميد كه ديگر زنده باز نگردم ولى چه كارى مى توان كرد كه سعادت شهادت نصيب من نگشت . اميدوارم كه خداوند اين بار توفيق شهادت در راهش را نصيبم گرداند.

اى پدر و مادر عزيز اميدوارم كه سلام من را بپذيريد و مرا ببخشيد كه سالها باعث رنج و زحمت شما بودم و نتوانستم حقوق شما را ادا كنم و از شما مى خواهم كه مرا حلال كنيد و از برادرانم بخصوص مجيد هم طلب حلاليت مى كنم كه نتوانستم براى او برادر خوبى باشم و از او مى خواهم كه از وحيد و امير به خوبى مواظبت كند و از امام دفاع كند.

در اينجا لازم مى دانم كه من هم قسمتى از وصيت دوست عزيزم شهيد على جباريان را كه در وصيت نامه اش نوشته بود بنويسم كه اگر فيض شهادت نصيبم گشت آنانكه پيرو خط سرخ امام خمينى نيستند و به ولايت او اعتقاد ندارند بر من نگريند و بر جنازه من حاضر نشوند، اگر جنازه ام بدست شما رسيد.

و در اينجا بايد بگويم كه من خودم به خاطر هدفى كه داشتم و به خاطر راهى كه شناخته بودمش به اينجا پا نهادم و نه اين كه كسى من را به اينجا بياورد و يا اينكه كسى من را به زور آورده باشد و براى اينكه كسى كه زندگيش هدف دار باشد بايد در جهت هدفش عمل كند .

و نكته اى كه لازم است بگويم اين است كه مبادا جبهه ها خالى بماند و مبادا امام را تنها بگذاريد. جبهه بهترين جائى است كه انسان ساخته مى شود و نزديكترين جا به خداست.

اى جوانان مبادا كه به خاطر كشته شدن به جبهه نيائيد و از آن فرار كنيد زيرا انسان هر جا كه باشد مرگ فرا مى رسد پس بهتر آن است كه مرگ در راه خدا را به مرگ طبيعى ترجيح بدهيم.

صداى چاوشان مردن آيد

به گوشم هاى هوى رفتن آيد

عزيزان مى روند نوبت به نوبت

خوش آنروزى كه نوبت بر من آيد.

و در آخر از تمام دوستان ، آشنايان ، فاميل و معلمان عزيز طلب حلاليت مى كنم كه نتوانستم حق آنها را ادا كنم. والسلام .

رضا صفدریان

21 اسفند 1365


کسی که در زندگی هدفی دارد برای رسیدن به آن باید تلاش کند
کسی که در زندگی هدفی دارد برای رسیدن به آن باید تلاش کند
کسی که در زندگی هدفی دارد برای رسیدن به آن باید تلاش کند
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده