وصیتنامه پاسدار شهید علی پرخو - دستخط شهید
پنجشنبه, ۱۰ مرداد ۱۳۹۸ ساعت ۰۸:۲۳
روح من از شما گريه و شیون نمی خواهد، انتظارم چنين است که سلاح بر خاک افتاده ام را برداريد و جاي خاليم را در جبهه پر کنيد و يادم را با ادامه راهم جاويد نگاه داريد و بدانيد اي ايمان آورندگان که: " ان تنصروا لله ينصرکم و يثبت اقداکم "


به گزارش نوید شاهد همدان، شهید علی پرخو یکم فروردین ماه سال ۱۳۴۲ در شهرستان همدان و در خانواده‌ای مذهبی و ساده‌زیست به دنیا آمد. پدرش محمود فروشنده لوازم خانگی بود و از این طریق با کسب روزی حلال در تلاش بود فرزندان خود را با سرشتی پاک و خداجوی پرورش دهد.

سال ۱۳۴۹ وارد دبستان شد و تحصیلات خود را آغاز کرد و تا پایان دوره متوسطه در رشته اقتصاد ادامه تحصیل داد و موفق به اخذ مدرک دیپلم شد.

در سالهای انقلاب همراه با دیگر جوانان و نوجوانان سلحشور شهرستان همدان در فعالیتهای انقلابی و مبارزاتی شرکت کرد و در راه پیروزی قیام بزرگ ملت ایران از هیچ کمک و اقدامی فروگذار نبود.

پس از پیروزی انقلاب و با تشکیل بسیج مستضعفین به این نهاد نوپا پیوست و مشغول خدمت به خانواده محرومان و مستمندان جامعه شد.

در سالهای دفاع مقدس بار دیگر احساس تکلیف کرد و به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران پیوست و ملبس به لباس سبز پاسداری راهی جبهه های نبرد حق علیه باطل شد تا از مرزهای ایران در برابر تهاجم وحشیانه رژیم بعث عراق دفاع نماید.

در مناطق مختلف عملیاتی حضور یافت و همراه با دیگر همرزمان و همسنگران خود حماسه ها آفرید. دهم مرداد ماه سال ۱۳۶۲ در منطقه عملیاتی پیرانشهر بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید و به کاروان عظیم شهدا پیوست. پیکر پاک و مطهرش را در گلزار شهدای زادگاهش به خاک سپردند تا زیارتگاه عاشقان و دلدادگان باشد.

متن وصیت نامه شهید:

بسم رب الشهدا و الصديقين

الَّذينَ آمَنوا يُقاتِلونَ في سَبيلِ اللَّهِ وَالَّذينَ كَفَروا يُقاتِلونَ في سَبيلِ الطّاغوتِ فَقاتِلوا أَولِياءَ الشَّيطانِ إِنَّ كَيدَ الشَّيطانِ كانَ ضَعيفًا

کسانی که ایمان دارند، در راه خدا پیکار می‌کنند و آنها که کافرند، در راه طاغوت. پس شما با یاران شیطان، پیکار کنید و از آنها نهراسید زیرا که نقشه شیطان، همانند قدرتش ضعیف است. سوره نسا ، آيه 76

پیام و وصیت من به شما:

وصيتم پيامي است بر امت و ملتي که نائب مهدي (عج) آنان را ملت معجزه آساي قرن مي نامد، بر خلقي است که مشتاقانه و جانانه از جان و مال خويش در راه خداي واحد مي گذرند، بر عزيزاني است که عزيز پرور هستند و فرزندان گرامي خويش را به جهت فقط آزادي و استقلال ميهن اسلامي فدا مي نمايند، بر خروشندگاني است که پرخروشنده در راه خداي متعال و بي انتظارند در قبال منافع انقلاب و سبقت گيرنده اند در مقابل دشمنان انقلاب، بر مردمي است که ايثارگرند و اهدا مي نمايند هر آنچه در توان دارند.

بر خواهران و برادراني است که برادر از دست داده اند و بر پدران و مادران قهرماني است که فرزندان خويش را تشويق به پيوستن به جمع کاروان شهداء مي نمايند و به همه شما که اکنون به وصيتم گوش فرا مي دهيد مي باشد.

راه ما چيزي جز پيروي از ولايت به حق فقيه نيست. جسد خون آلودمان را با سرود و شعارتان و شيون و زاريتان به خاک سپاريد. تن من فداي راهم شده است. گرچه جسمم راحت آرميده است لاکن همچنان مي خروشد و طغيان مي کند عليه ظلم و ستم، بيداد و بيدادگر و عليه کفر و کفار و امپرياليسم و سوسيال امپرياليسم جهاني و در اين خروش شما را به ياري مي طلبد.

یادم را و راهم را زنده نگه دارید

روح من از شما گريه نميخواهد، نه... شيون نمي خواهد، نه ... انتظارم چنين است که سلاح بر خاک افتاده ام را برداريد و جاي خاليم را در جبهه هاي نبرد حق عليه باطل پر کنيد و يادم را با ادامه راهم جاويد نگاه داريد و بدانيد اي ايمان آورندگان که: " ان تنصروا لله ينصرکم و يثبت اقداکم " ...

من خداي را شکر مي کنم که مرا شامل آيه شريفه 206 سوره بقره نمود که بعضي از مردانند که از جان خود در راه رضاي خدا در مي گذرند و خدا دوستدار چنين بندگاني است و افسوس مي خورم بر آنانيکه زندگي و زندگي کردن را چيزي جز پرکردن شکم و بر ثروت افزودن بيشتر نمي بينند و تمام روز فکر و ذکرشان خوردن و خوابيدن است. اي واي بر آنها باد که غافلند. و خوش بر آنان باد که آگاهند و آگاهانه مي پذيرند قرباني شدن در راه آفريدگار تن آفرينشان را.

چه بگويم ؟ سخن زياد است ، ليک وقت شما کم و پر ارزش ، اما به اين مختصر متن اکتفا مي کنم که راه خميني راه حسين (ع) است و راه حسين راه خدا ، حال شما خود مي دانيد که کدامين سوي را انتخاي نمائيد. لذت چند روزه دنيوي يا نه، لذت نامحدود اخروي و به عبارتي ديگر مرگ با ذلت و خواري ، يا نه مرگ با لذت و شوق به ديدار خداوند داشتن را.

سلام شما را به شهدا خواهم رساند

من سلام شما را به شهدا خواهم رسانيد و از خود گذشتگي شماها براي آنها سخن خواهم گفت و به آنها مي گويم که شما تعهد کرده ايد که تا آخرين قطره هاي خون چکيده بر سنگفرش بيابانهاي نبرد حق عليه باطل به پيروي از اسلام فقهي ادامه خواهيد داد و همچنين به آنها ، به بهشتي و رجايي ، به باهنر و سلمان و ابوذر و سرور شهدا حسين ابن علي (ع) اين وعده را مي دهم که شما ميگوئيد تا ظلم هست مبارزه هم هست و تا آنجا که مبارزه خاتمه نيابد، خونها و خونها خواهيد داد.

در خاتمه درود بي پايان بر پدر و مادرم که به من چگونه زيست را آموختند مي فرستم و سلام بر حسين (ع) و همه شهداي صدر تاريخ ، از هابيل تا شهداي کنوني ، که به من طرز چگونه زيستن و چگونه مردن را آموختند و هم چنين سلام و درود و صدها درود بر رهبر عزيزم که پس از آگاهي از چگونه زيستن و چگونه مردن مرا راهنمايي نمود.

" ولا تحسين الذين قتلو في سبيل الله امواتا ، بل احياء عندربهم يرزقون "

يادم را با ادامه دادن راهم جاويد نگاه داريد
يادم را با ادامه دادن راهم جاويد نگاه داريد
-------------------

يادم را با ادامه دادن راهم جاويد نگاه داريد
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده
آخرین اخبار