وصیتنامه سرباز شهید هوشنگ قوخردیان
شنبه, ۰۵ مرداد ۱۳۹۸ ساعت ۰۷:۳۰
من کوچکتر از آنم که براي مردم پيام بفرستم ولي تنها حرفي که دارم اينست که هيچ موقع خدا را فراموش نکنند و هميشه خدا را ياد کنند و هيچ موقع جبهه و پشت جبهه را خالي نگذارند و هميشه دعاگوي امام و رزمندگان باشيد.

بسم رب الشهدا و الصديقين

الَّذِينَ آمَنُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالَّذِينَ كَفَرُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ الطَّاغُوتِ فَقَاتِلُوا أَوْلِيَاءَ الشَّيْطَانِ إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطَانِ كَانَ ضَعِيفًا

اهل ایمان در راه خدا، و کافران در راه طاغوت (شیطان) جهاد می‌کنند، پس (شما مؤمنان) با دوستان شیطان بجنگید (و از آنها بیم و اندیشه مکنید) که مکر و سیاست شیطان بسیار سست و ضعیف است.

با درود و سلام به منجي عالم مهدي موعود عج و با درود و سلام بر نايب بر حقش امام خميني و با درود به رزمندگان اسلام و سلام بر شهيدان که با خون خود درخت اسلام را آبياري کردند و با درود و سلام بر خانواده شهيدان.

والدين عزيزم اگر جسدم بدست شما نرسيد غم مخوريد و توکل بخدا کنيد که آنچه صلاح خداست خير است و هر موقع دلتان برايم تنگ شد بر مزار دوستانم برويد که آنها هيچ فرقي با من ندارند و اگر جسدم رسيد و تکه تکه شده بود غم مخوريد که روحم از قفس جسم زودتر آزاد شده بود و بسوي معشوق پرواز کرده است و اگر جسدم سر نداشت براي حسين (ع) اشک بريزيد که او مظلوم بود و اگر لبانم از تشنگي ترکيده بود و رنگ پوستم در اثر گرسنگي زرد شده بود بر ابوذر دل بسوزانيد که او بيشتر سختي کشيده بود و بر جوانيم دل مسوزانيد که علي اکبر حسين (ع) به ما درس در جواني رفتن آموخت .

سلام بر پدرم پدري که براي بزرگ کردن من سالهاي سال رنج و زحمت کشيد و من به علت ناداني و کم عقلي قدر زحمات تو را ندانستم و از تو مي خواهم که مرا ببخشي و حلال کني .

پدر افسوس که از رنج تو آگه نبودم

کاش در اين لحظه اخر به تو چشم دوخته بودم

گرچه فهم آنچنان بود که احساس نمايم دردت

ليک معترضم من که شکستم قلبت

گرچه دانم که تو رنج ديده اي و من نادان

گر چه دانم که تو بخشيده اي من خجلان

پدر عذر پسرت را گر نپذيري

اگر از خانه لطفت نکني تدبيري

نزد هرکس اگر اين قصه خود را ببري

کنند اقرار پدر جان که تو بي تقصيري

ولي هرگز نکنم هيچ فراموش تو را

چون که دانم نکني هيچ فراموش مرا

و سلام بر مادرم مادري که از کودکي تربيت مرا بعهده گرفت و مرا تربيت کرد و رنجهاي زيادي در دوران کودکي تحمل کرد و سختيهاي زيادي ديده اي مادر که شبها بخاطر راحتي من شب نخوابي کردي و شبها بيدار بودي و من حقير قدر زحمات تو را ندانستم از تو مي خواهم که مرا ببخشي و حلال کني.

مادرم پيش تو هستم خجل و شرمنده

حرف تو گوش نکردم که شدم درمانده

مادر عذر من درويش اگر نپذيري

اگر از خانه لطفت نکني تدبيري

نزد هر عالم اگر قصه خود را ببري کند

اقرار عالم که تو بي تقصيري

حاصل اين همه رنج تو بجز پيري چيست

سبب رنج و مشقت ها کيست

سلام مرا به همه فاميل ها برسانيد و به آنها بگوييد که نتوانستم که بيايم و از شما حلالي مي خواهم و خداحافظي مي کنم و به برادرانم بگوييد که درسشان را ادامه دهند و ادامه دهندگان راه شهدا باشند و به خواهرم بگوييد همانند زينب (س) که رسالت برادر خود را ادامه دهد و به همه بگوييد که مرا حلال کنند.

من کوچکتر از آنم که براي مردم پيام بفرستم ولي تنها حرفي که دارم اينست که هيچ موقع خدا را فراموش نکنند و هميشه خدا را ياد کنند و هيچ موقع جبهه و پشت جبهه را خالي نگذارند و هميشه دعاگوي امام و رزمندگان باشيد.

ان شاءالله پيروزي رزمندگان اسلام

والسلام


----------------------

شهید هوشنگ قوخردیان دهم دی ماه سال ۱۳۴۵ در شهرستان همدان و در خانواده‌ای مذهبی و ساده‌زیست به دنیا آمد. پدرش محسن آهنگر بود و از این راه با کسب روزی حلال در تلاش بود فرزندان خود را با سرشتی پاک و خداجویی پرورش دهد.

سال ۱۳۵۲ وارد دبستان شد و تحصیلات خود را آغاز کرد و تا سال چهارم مقطع متوسطه در رشته علوم تجربی ادامه تحصیل داد.

در سال‌های انقلاب در کنار دیگر جوانان و نوجوانان سلحشور شهرستان همدان در راهپیمایی ها و مبارزات انقلابی شرکت نمود و در راه قیام بزرگ ملت ایران در برابر رژیم طاغوت مجاهدت های بسیار کرد.

پس از پیروزی انقلاب و با آغاز جنگ تحمیلی بنابر وظیفه شرعی و قانونی به عنوان سرباز به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران پیوست و داوطلبانه راهی جبهه های نبرد حق علیه باطل شد تا از مرزهای ایران در برابر تهاجم وحشیانه رژیم بعث عراق دفاع نماید.

سرانجام پس از ماه‌ها حضور در مناطق مختلف عملیاتی در پنجم مرداد ماه سال ۱۳۶۷ در روستای چهارزبر در اسلام آباد غرب هنگام درگیری با نیروهای منافقین بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید و به کاروان عظیم شهدا پیوست. آرامگاه وی در گلزار شهدای باغ بهشت زادگاهش زیارتگاه عاشقان و دلدادگان است.

یادش گرامی و راهش پر رهرو باد

هیچگاه خدا را فراموش نکنید

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده