وصیتنامه سرباز شهید بهرام قراگوزلو
سه‌شنبه, ۰۱ مرداد ۱۳۹۸ ساعت ۰۹:۵۱
شکر خدا که توفيق يافتم در مبارزه حق عليه باطل شرکت کنم و "شهادت" آنچه را که تمام رزمندگان از صدر اسلام پروانه وار دور آن می چرخند را باز يابم . هيچ قطره اي در نزد خدا از قطره خوني که در راه او ريخته شود بهتر نيست و من مي خواهم با اهدای قطره خون به معشوقم که خداوند است برسم.


به گزارش نوید شاهد همدان، شهید بهرام قراگوزلو بیست و ششم دی ماه سال ۱۳۴۲ در شهرستان همدان به دنیا آمد. پدرش باقر نام داشت. سال ۱۳۴۹ وارد دبستان شد و تحصیلات خود را آغاز کرد و تا سال اول مقطع راهنمایی ادامه تحصیل داد.

او در سالهای انقلاب در کنار دیگر جوانان و نوجوانان انقلابی شهرستان همدان در راهپیمایی ها و مبارزات انقلابی شرکت کرد و در راه پیروزی قیام بزرگ ملت ایران گام برداشت.

در سال‌های دفاع مقدس نیز بنابر وظیفه شرعی و قانونی به عنوان سرباز به ارتش جمهوری اسلامی ایران پیوست و راهی جبهه های نبرد حق علیه باطل شد تا از مرزهای ایران در برابر تهاجم وحشیانه رژیم بعث عراق دفاع کند.

در مناطق مختلف عملیاتی حضور یافت و همراه با دیگر همرزمان و همسنگران خود حماسه ها آفرید و سرانجام پس از ماه‌ها مجاهدت در راه خدا در سوم مردادماه سال ۱۳۶۴ در منطقه عملیاتی سیدکان عراق بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسید و به کاروان عظیم شهدا پیوست. آرامگاه وی در گلزار شهدای باغ بهشت زادگاهش زیارتگاه عاشقان و دلدادگان است.


متن زیر بخشی از وصیت نامه این شهید بزرگوار است که باهم می خوانیم:


بسم الله الرحمن الرحيم

بسم رب الشهداء اشهدان لا اله الا الله وحده لاشريک له و اشهد ان محمد عبده و رسول

شکر خداي را که توفيق يافتم در مبارزه حق عليه باطل شرکت کنم و آنچه را که تمام رزمندگان از صدر اسلام پروانه وار دور آن می گشتند را باز يابم يعني شهادت. هيچ قطره اي در مقياس حقيقت در نزد خدا از قطره خوني که در راه خدا ريخته شود بهتر نيست و من مي خواهم با اين قطره خون به معشوقم برسم که خداست.

جانم هدیه ای برای امام است

وصيت مي کنم که بعد از مرگ من برايم گريه نکنيد به همه دوستان و آشنايان تبريک بگوئيد. بگوييد که جان او هديه اي براي امام امت خميني بت شکن و در راه خداست و براي همين بود که من به جبهه رفتم و شربت شهادت را نوشيدم.

پیام جبهه برای همگان

بدانيد که اين پيام يک شهيد است: جبهه دو چيز را در برمي گيرد يکي خونی که شهيدي مي دهد ديگري پيام شهيد که بايد به همه نقل شود.

به پدرم بگوييد که ديگر پيش امام حسين (ع) سرشکسته نيست چون پسرش راهي رفته که امام حسين (ع) و ياران و صالحاش رفته اند. پدر جان وصيتم به شما اين است که راه مرا ادامه دهيد.

اکنون که وارد 33 روز درگيري و جنگ با کفار مي گردم . هر روز را به اميد اين که به درجه رفيع شهادت نائل شوم به شب مي رسانم ولي نمي دانم چرا در طول اين مدت افتخار شهادت نصيبم نگشته است.

دیداری که حاصل نشد

مادر اي مادر عزيزم خيلي دنبالت گشتم شايد تو را پيدا کنم و از تو حلاليت بخواهم ولي شما را نديدم. از آغاز درگيري تا به امروز 24 خرداد 64 هميشه به فکر ديدار تو بودم ليکن موفق نشدم ترا ببينم. مادر اي مادر جان اگر مرا نديدي حلالم کن خود بهتر مي داني که من از اوائل پاي گرفتن انقلاب در تمامي موارد مي خواستم سهمي داشته باشم.

مادر جان بعد از شنيدن خبر مرگ من اشک مريز. به خواهرانم هم بگو در سوگ من اشک نريزند زيرا امام بزرگوارمان در سوگ فرزندش اشک نريخت چون مي دانست که رضاي خدا در اين امر مي باشد.

مادر جان مرگ من در راه اسلام و قران شايد جوششي در جوانان به وجود آورد البته نه تنها مرگ من بلکه تمامي شهيداني که در راه اسلام کشته شده اند. مادر جان تو نیز خوشحال باش که فرزندت را در راه اسلام از دست مي دهي و در جهان آخرت بانوي صدر اسلام فاطمه زهرا س از تو گله ندارد .

ببوسم دستت اي مادر که پروردي مرا آزاد

بيا بابا تماشا کن که فرزندت شده داماد

به حجله مي روم شادان و زخمی در بدن دارم

به جاي رخت دامادي کفن خونين به تن دارم

اين بود وصيت نامه سرباز يکم تکاور بهرام قراگوزلو

مي خواهم با اين قطره خون به معشوقم برسم که خداست
مي خواهم با اين قطره خون به معشوقم برسم که خداست
مي خواهم با اين قطره خون به معشوقم برسم که خداست
---------------------



برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده