وصيتنامه روحانی بسیجی شهید ابراهيم شهبازى
پنجشنبه, ۲۲ فروردين ۱۳۹۸ ساعت ۱۷:۱۲
بارالها ما را نيز از اين بندگان خاص خود قرار بده. خداوندا بار الها آيينه دلم را به نور اخلاص روشنی بخش و زنگار شرك و دو بينى را از لوح دل پاك گردان و شاهراه سعادت و نجات را به من بيچاره در بيابان ذلالت بنما و به اخلاق كريمانه متخلقم فرما و از نفحات و جلوه هاى خاص خود كه مختص اولياء درگاه است مرا نصيبى ده و لشگر شيطان و جهل را از مملكت قلبم خارج فرما

بسم الله الرحمن الرحيم

اللهم إنّك أعلمت سبيلاً من سبلك جعلت فيه رضاك و‌ندبت اليه اولياءك و جعلتَه أشرف سبلك عندك

خداوندا راه جهاد و رزم با دشمن را تو خود برگزيدى و خشنود ى خود را در آن قرار دادى و دوستانت را به آن راه فرا خواندى و آن را عرف سبيل گردانيدى.

پويندگان اين راه از محسنين و مطهرين و متقين و متوكلين و مقسطين و صابرين و توابينند كه همه را دوست دارى، كه در سبيل تو صف واحده شده و به يكديگر پيوسته اند. آنچنان بهم پيوسته اند كه گويى بنيانى مرصوص و خلل ناپذيرند و تا دشمن تو را به جاى ننشانند از پاى ننشينند و تا جبهه و جهاد باشد به چيزى جز آنكه رسول گراميمان فرمود كه : فان سيامه امتى الغز والجهاد نمى انديشند.

جهاد را مايه سرافرازى انسانها و درس چگونه زيستن و چگونه مردن دانستى كه در سايه آن فقر اقتصادى و اخلاقى ريشه كن و پرچم فضيلت و اخلاق برافراشته خواهد شد. يا الله عاشقانت و مجاهدانت در كربلاى ايران به حق در محراب عبادت سراپا عجز و نياز و غرق در عشق وصال تواند و در روز، شير بيشه شجاعت و ديده قلبشان نگران جمال يار و جانشان محو ديدار دوست و دلشان از غم هجر كوى معشوق محزون است.

اگر اجل مقدر نبود يك آن روح الهى جان در كالبد خاكيشان قرار نمى گرفت. آرى عشق به رضوان و جنان و خوف از عذاب و شوق ديدار جمال يار يكباره بين جان وتنشان جدايى مى انداخت. الهى اينان تمام لذت حيات و عيش جان را در تو يافته اند و تمام افتخارشان به مولى و مقتدايشان سيد الشهدا است و تمام آرزويشان در دنيا و آخرت جز به زيارت و شفاعت او نيست و نيز افتخارشان در دو جهان اين است كه ماموم امامى هستند كه از همه علايق دنيوى گذشته است و اراده نموده كه جهان را براى ظهور صاحب الزمان آماده سازد.

بارالها ما را نيز از اين بندگان خاص خود قرار بده. خداوندا بار الها آيينه دلم را به نور اخلاص روشنی بخش و زنگار شرك و دو بينى را از لوح دل پاك گردان و شاهراه سعادت و نجات را به من بيچاره در بيابان ذلالت بنما و به اخلاق كريمانه متخلقم فرما و از نفحات و جلوه هاى خاص خود كه مختص اولياء درگاه است مرا نصيبى ده و لشگر شيطان و جهل را از مملكت قلبم خارج فرما و جنود علم و حكمت و رحمان را به جاى آنها جايگزين كن و مرا با حب خود و خاصان درگاهت از اين سراى در گذران و در وقت مرگ و بعد از آن با رحمت خود با من رفتار فرما و عاقبت كار مرا با سعادت قرين فرما .

يا محسن قد اتاك المسيئى و انت المحسن وانا المسيئى فتجاوز عن قبيح ما عند ى بجميل ما عندك .

خداوندا به راه بزرگيم بدار و از زشتيها دورم كن و به حسنات اخلاقى و صفات الهى ام بياراى. قلبم را به نورت روشن كن. شراره عشقت را در دلم بيفروز. سينه ام را بسوزان. محبتت را نصيبم كن. خداوندا هرگاه بياد گذشته خود و به ياد گناهان خود مى افتم ترس و وحشت سراسر وجودم را مى گيرد و هر گاه بياد كرم و لطف تو مى افتم طمع مى كنم و اشك شوق در ديدگانم حلقه ميزند.

خداوندا مى خواهم و دارم وصيتنامه به عنوان يك شهيد مى نويسم اما تو خود بهتر مى دانى كه من لياقت و شايستگى شهادت را ندارم فقط از تو مى خواهم كه اين مرگ را شهادت مخلصانه در راه خودت قرار دهى براى من . خداوندا قلب آقا امام زمان (عج ) را و نيز قلب نائب آن حضرت را از من راضى بگردان و تو شاهد باش كه با فرمان امام بسوى معركه رهسپار شدم .

خداوندا به تمامى خانواده هاى شهدا ، اسرا ، مفقودين ، معلولين ، صبر و اجر عظيم عنايت بفرما و آنها را در دنيا و آخرت از اهل بيت جدا مفرما . خداوندا پدران شهداى ما را همانند سرورم اباعبدالله الحسين كه بر سر نعش جوانش چون براى خدا بود صبر ورزيد و فرمود : الهى صبرا لبلا ئك وتسليما لقضائك بگردان وآنها را در اجر شهيد نصيبى بفرما .

خداوندا ، بارالها به مادران شهداى ما ايمانى و آزادگى چون مادر وهب عطا بفرما كه چون سرجوانش را به او مى دهند مى گويد من چيزى را كه در راه خدا دادم پس نمى گيرم . خداوندا به خواهران ما عفت و پاكدامنى عنايت بفرما . به برادران ما آزادگى و شجاعت در راه خدا عنايت بفرما . خداوندا به مسئولين مملكتى ما نيت خالص و اتحاد و اطاعت از رهبرى عطا بفرما . خداوندا به امت اسلامى ما ايمان ، وحدت ، اطاعت از رهبرى و حضور در صحنه جهاد عنايت بفرما .

خداوندا ما را از عشقت بسوزان و در راه عشقت بميران ، به حق محمد وآله طاهرين .

الهم ارزقنا فى الدنيا زياره الحسين وفى الاخره شفاعه الحسين .

والسلام

ابراهيم(صمد) شهبازى

3 دیماه 1365 آبادان

چند کلامي با خانواده عزيزم

بسم الله الرحمن الرحيم

خدمت پدر و مادر عزيزم سلام عرض ميکنم اميدوارم که حالتان خوب باشد و در راه خدمت به اسلام و مسلمين و اطاعت از رهبري کوشا باشيد . خدمت شما عرض مي کنم که من نتوانستم وظيفه خود را نسبت به شما ادا کنم انشاءالله مرا حلال کنيد.

انشاءالله وعده همه ما روز قيامت در جوار ابا عبدالله الحسين و تمامي شهدا و خالق عزيز. خداوند خود بهتر می داند که به آرزوي ديرينه خود رسيدم اگر خداوند قبول کند. فقط به شما توصيه ميکنم که در اين مصيبت ،البته نيست بلکه از الطاف خداوند است که نصيب من شده است صبر کنيد و افتخار کنيد که پدر و مادري شهيد پرور بوده ايد و به حرف بيخبران گوش نکنيد و تا آخرين توان از انقلاب و امام امت اطاعت و حمايت کنيد و در مجالس دعا و عزاداري و نماز جمعه و جماعت شرکت و در مجالس خود ذکر خدا را فراموش نکنيد و اين را بدانيد که هر جا جمع شويد و مجلس خبري باشد من و برادر شهيدم خالق حضور داريم.

از تمامي اقوام و خويشاوندان و دوستان برايم حلاليت بطلبيد . دو ماه روزه قضا دارم و چند ماه نماز قضا و پانزده روز روزه ايي را هم که قصد داشتم برای خالق بگيرم آن نيز هست.

صبر را پيشه کنيد و گريه نکنيد و بدانيد که ناراحتي شما ناراحتي من است و هر وقت به باغ بهشت رفتيد اول بر سر قبر خالق و شهداي ديگر برويد و بعد به سر قبر من بياييد. مراسم مرا زياد پر خرج و تجملاتي برگذار نکنيد و آنان که به هر نحو با انقلاب و امام عزيزمان راضي نيستند، راضي نيستم در مراسم و تشييع من شرکت کنند.

امام را دعا کنيد

و السلام عليکم و رحمة الله و برکاتة

خرمشهر 4 دی 65

ابراهيم شهبازي

بار الها آيينه دلم را به نور اخلاص روشنی بخش

بار الها آيينه دلم را به نور اخلاص روشنی بخش
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده