وصيتنامه پاسدار شهید رحمت الله كمالى
شنبه, ۱۱ اسفند ۱۳۹۷ ساعت ۲۰:۳۸
خواهران و برادران عزيزم اين را بدانيد كه خون سرخ شهيدان هرگز به هدر نمى رود بلكه جوشش عظيم در ميان توده هاى مظلوم جامعه ايجاد مى كند كه باعث مى شود لرزه بر اندام تمام ابرقدرتها و امپرياليسم ها و مستكبرين و ايادى شان بيندازد.

بسم رب الشهدا و الصديقين

به نام پروردگار شهداى صادق و پرهيزگار

به نام الله پاسدار حرمت خون شهيدان و يارى دهنده مستضعفان مظلوم و ستمديده و در هم كوبنده ستمگران مزدور شرق و غرب به سركردگى امپرياليسم جهانخوار آمريكا و شوروى پليد و تجاوزگر .

با سلام و درود فراوان به حضرت ولى عصر امام زمان(عج) تنها منجى بشريت و نايب بر حقش امام خمينى عزيز كه همچون كوه استوار در برابر كافران مبارزه مى كند و با سلام بر حضرت محمد (ص) بنيانگذار اسلام نوين و انقلابى و به نام حسين عليه السلام الگوى مقاومت و ايثار و آن پرچم دار اسلام راستين و اسطوره مقاومت و تقوا و مظهر پاكى و شجاعت كه چون شيرى غرنده در مقابل ستمگران ايستاد و عاقبت با نثار خون سرخ خود باعث شد پرچم اسلام براى هميشه به اهتزاز در آيد.

و با سلام بر شيران روز و شب زنده داران سنگرهاى نبرد كه جان بر كف همواره از آرمان هاى والاى اسلام انقلابى دفاع مى كنند و مردانه و شجاعانه در راه دفاع از اسلام و ميهن عزيزشان شهيد مى شوند و با سلام گرم كه از اعماق قلبم بر مى خيزد بر ارواح پاك و مطهر شهيدان و خانواده هاى محترم شهيدان انقلاب و جنگ تحميلى وصيت نامه ام را شروع مى كنم .

خواهران و برادران و هم ميهنان عزيزم با قلبى مالامال از عشق و ايمان به خدا خدمت شما عزيزان سلام و دعا مى رسانم و اميدوارم كه سلام گرم من غلتان به خونم را كه از ميان جسم و پيكر آغشته به خونم در سنگر هاى ايثار و فداكارى مى رسد پذيرا باشيد و در قلب رئوف و مهربانتان جايگزين نماييد .

آرى خواهران و برادران عزيزم ما شهيدان، راه شهادت را با آگاهى كامل انتخاب كرديم و تنها براى دفاع از حريم مقدس اسلام و كشور عزيزمان و آزادى مظلومين از زير سلطه ستمگران از خدا بى خبر راه شهادت را انتخاب كرديم .

و دليل اينكه من حقير و گناهكار راه پر افتخار شهادت را انتخاب كردم اين بود كه مى خواستم از مولايم حسين عليه السلام آن مظهر پاكى و عدالت درسى آموخته باشم و بر اين عقيده آهنين استوار ماندم و عاقبت در راه سرخ حسين (ع) شهيد شدم و از خداى بزرگ مى خواهم كه خون سرخ و ناقابل مرا قبول در گاهش بگرداند ان شاءالله .

خواهران و برادران عزيزم اين را بدانيد كه خون سرخ شهيدان هرگز به هدر نمى رود بلكه جوشش عظيم در ميان توده هاى مظلوم جامعه ايجاد مى كند كه باعث مى شود لرزه بر اندام تمام ابرقدرتها و امپرياليسم ها و مستكبرين و ايادى شان بيندازد.

بيشتر سر صحبتم با اين سرمايه دارهاى زالو صفت جامعه است كه بدانند و آگاه باشند كه عاقبت اين خون هاى پاك شهيدان نويد پيروزى مى دهند و باعث مى شود كه توده هاى عظيم مظلومين به حركت در آيند و آنجاست كه تمامى مستضعفين جهان سلاح بر دوش مى گيرند و با غرش مسلسل هاى آتشين خود به سوى كاخ هاى ظلمت و استبداد حركت مى كنند و با آتش سلاح هاى سنگين خود سينه سياه دشمنان خدا و خلق را در هم مى شكافند و آن زمان طولى نخواهد كشيد كه مستضعفين مظلوم با يك يورش برق آسا تمام ابرقدرتها را از اريكه قدرت به زير خواهند كشيد و تاج تخت ظلمت شان را در گورستان مخوف تاريخ مدفون خواهند ساخت ان شاءالله .

آرى خواهران و برادران عزيزم ان شاءالله به زودى صدام مزدور به سزاى اعمال ننگين و ضد بشريش مى رسد و به جهنم فرستاده مى شود.

اى هم وطنان عزيزم تنها وصيتم به شما اين است كه وقتى صدام مزدور سرنگون شد و قبر شش گوشه سرور آزادگان حسين (ع) را در آغوش گرفتيد فكر نكنيد كه ديگر پايان راه است بلكه آغاز راه ديگريست براى مبارزه اى گسترده و طولانى با آمريكاى جهانخوار و ديگر نوكرانش در منطقه و ان شاءالله بايد با ايمانى قوى و راسخ براى آزادى قدس عزيز از دست صهيونيست هاى از خدا بى خبر حركت كنيد و بيت المقدس قبله اولين مسلمين را آزاد كنيد.

ان شاءالله بايد با ايمانى قوى و راسخ پس از آزادى قدس عزيز به سوى كاخ هاى ظلمت ابرقدرتها به خصوص به سوى كاخ سفيد مظهر فساد و نيرنگ حمله بريد و پرچم اسلام را بر بالاى آن به اهتراز درآوريد و در آنجاست كه حضرت مهدى (ع) ظهور خواهد كرد و دنيا را پر از عدل و داد مى سازد و چه خوش روزگارى است آن زمان كه حضرت مهدى ظهور كند چون ديگر در سرتاسر جهان مظلومى وجود ندارد و حق مظلومان از ظالمان و ستمگران گرفته مى شود و آنجاست كه مظلومين و محرومين به حق وارثين روى زمين قرار مى گيرند . ان شاء الله.

بله خواهران و برادران عزيزم مى دانيد كه تا مظلوم هست ظلم هست و تا ظلم هست مبارزه هست و تا مبارزه هست شكست و پيروزى هست و بالاخره پيروزى از آن مظلومين و مسلمين است. آرى هم ميهنان عزيزم مى دانيد كه براى برپايى حكومت حق و عدالت بايد خون هاى بسيارى را هديه كنيم پس اميدوارم وقتى شما عزيزان چشمهايتان را باز كرديد و خونهاى پاك شهيدان را درياى درخت تنومند انقلاب ديديد خونتان به جوش آيد و نگذاريد درخت تنومند انقلاب كه با خون هزاران شهيد جان باز آبيارى شده از ريشه بخشكد.

بدانيد كه اين انقلاب با يارى خداوند بزرگ و متعال و فرماندهى حضرت مهدى (ع) همچون سيل به پيش مى رود و به صورت موج هاى توفنده و خروشان بر پيكر استعمارگران مى تازد و عاقبت مانند جرقه اى در خرمن هاى هستى ستمگران مى افتد و از بيخ و بن ويرانشان مى سازد و آنجاست كه بدون شك پرچم خونين جمهورى اسلامى ايران كه با خون هزاران شهيد پاكباز رنگين شده بر سرتاسر جهان به حول قوه الهى به اهتزاز درخواهد آمد ان شاء الله.

در پايان از همه دوستان و آشنايان و خواهران و برادران خوبم مى خواهم كه مرا به بزرگى خودشان ببخشند و حلالم كنند.

بارى پدر جان و مادر عزيزم و خواهران و برادران و دوستان خوبم من خودم مى دانستم كه در اين دنيا خيلى براى شما مزاحمت ايجاد كردم و از همگى شما عزيزان مى خواهم كه مرا به بزرگى خودتان ببخشيد و حلالم كنيد و از شما مى خواهم كه برايم گريه نكنيد و ناراحت نباشيد و لباس سياه نپوشيد چون اگر براى من گريه كنيد مطمئن باشيد كه من هم در آن دنيا براى شما عذاب مى كشم و براى شما ناراحت مى شوم و تنها به شما مى گويم وقتى به ياد من مى افتيد شهيدان ديگر را جلوى خود مجسم كنيد و صبر را پيشه خود كنيد و صبور باشيد.

پدر جان و مادر عزيزم افتخارى بزرگ به خانواده مان باد كه دو شهيد تقديم مسير خونين انقلاب كرديد. بارى خانواده عزيزم از شما مى خواهم كه من را در پهلوى برادر شهيدم سعيد خاك كنيد چونكه بخدا قسم خيلى دلم برايش تنگ شده و دوست دارم كه با او ملاقات كنم.

در پايان خدمت تمام مردم محترم روستاى كمازان دعا و سلام مى رسانم و از آنها مى خواهم كه هر خوب يا بدى از من ديديد مرا به بزرگى خودتان حلالم كنيد ان شاء الله.

براى هميشه خدا يار و نگهدارتان باد.

خداحافظ

كسى كه هرگز شما را فراموش نمى كند فرزند حقير و گناهكارتان رحمت الله كمالى

مرگ بر امپرياليسم هاى جهانخوار آمريكا و شوروى كه دشمن اصلى مسلمين و خلقهاى مستضعف و مظلوم .

بيا اى مهربان مادر

بيا اى قهرمان پرور

كه در صحراى خوزستان

گل سرخت شده پرپر

بيا بنگر در اين ميدان جنگ حق و باطل

سراسر دشت و صحرا سرخ از خون شهيدان است

تن پاك شهيدان بى كفن در خاك عريان است

يكى دستش جدا از تن يكى غلتان به خون بى سر

مكش با ديده گريان تو ديگر انتظارم را

كه باشد وعده ديدار ما در روز محشر

سه شنبه 16 بهمن 1363


اين را بدانيد كه خون سرخ شهيدان هرگز به هدر نمى رود
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده