وصيتنامه سرباز شهید مجتبى اسدبیگى
شنبه, ۱۱ اسفند ۱۳۹۷ ساعت ۲۰:۲۳
درود و صلوات خدا بر كسانى باد كه امور دنيوى را رها كرده و به خدا و دين خدا مى انديشند و خداوند عاشق آنها ميشود و ميگويد كه ديگر جاى شما در اين دنيا نيست و من شما را پيش خودم مى برم و اين متعلق به افراد الهى است و خداوند بشارت مى دهد صابرين و بازماندگان را كه پاسدار حرمت خون شهدا باشند.

بسم الله الرحمن الرحيم

وَلَا تَقُولُوا لِمَن يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْيَاءٌ وَلَكِن لَّا تَشْعُرُونَ وَلَنَبْلُوَنَّكُم بِشَيْءٍ مِّنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ

قرآن اين كتاب هدايت متقين و راهنماى راه بشر كه بهترين راه را جلوی انسان مى گذارد در آيه هاى فوق مى گويد مپندارید كسانى كه در راه خدا كشته شده اند مرده اند بلكه آنها زندگانند ولى قدرت تشخيص آن را شما نداريد آن عده اى كه شهدا را در رده مردگان مى دانند خود مرده اند.

آنهایی که به ظاهر اين دنيا طمع كردند پرده سياهى روى چشم هاى آنها را گرفته است و حقيقت را نمى بينند و سزاى آنها هم همين است. دنياى مادى افراد جاهل را فريب داده است و بعد در دنباله آن قرآن مى فرمايد ما شما را از چيزهايى از قبيل گرسنگى، ترس و كاستن از مال ها و نفس ها و ميوه ها مى آزماييم. دنيا جهان امتحان است. انسانها در اين دنيا آزمايش ميشوند و ما بايد در اين امتحان الهى قبول شويم تا از زمره اوليا و انبياء و شهداى خدا قرار گيريم.

هنگامى كه چشم به اين دنيا گشودم خودم را تنها احساس مى كردم و حال كه پس از بيست سال صراط مستقيم را يافتم و اين ممكن نبود مگر اين كه به رهبری امام عزيزمان خمينى بت شكن. ما همه در يك روز نامعلوم بدنيا آمديم و يك چنين روزى از دنيا خواهيم رفت.

پدر عزيز و مادر بزرگوارم اى مادرى كه اين چنين فرزندى تربيت كرده و تقديم اين انقلاب مى كنى آفرين بر شما.

تنها دو چيز است براى رعايت و پاسدارى از خون من كه در پاى درخت اسلام مى ريزد . 1ـ اطاعت از رهبر مسلمين و مستضعفان جهان خمينى كبير 2ـ مبارزه با دشمن و متجاوزان شرق و غرب كه خون ما مستضعفان را ميمكند.

هميشه خدا را حاضر دانسته و فكر آخرت باشيد. پدر و مادر عزيز و برادر و خواهران مهربان من. بر مرگ خونينم گريه نكنيد زيرا به روى نعش امام حسين (ع) كسى نبود گريه كند. بگذاريد اين قوم كافر ما را بكشند و خونمان را بريزند عاقبت روزى اين خونها به پيروزى مى رسد.

شما فكر مى كنيد كه سيل، زلزله و طوفان و جنگ حوادثى طبيعى است و يا اختلافاتى اجتماعى، خير اينها آزمايشات الهى هستند.

درود و صلوات خدا بر كسانى باد كه امور دنيوى را رها كرده و به خدا و دين خدا مى انديشند و خداوند عاشق آنها ميشود و ميگويد كه ديگر جاى شما در اين دنيا نيست و من شما را پيش خودم مى برم و اين متعلق به افراد الهى است و خداوند بشارت مى دهد صابرين و بازماندگان را كه پاسدار حرمت خون شهدا باشند.

دوستان من غمگين مباشيد كه من با عروس شهادت ازدواج كردم و به آرزوى ديرينه ام كه شهادت بود رسيدم و از خدا بخواهيد كه اين قربانى را از خانواده ما بپذيرد.

اى پدران و مادران داغ ديده، محفل قرآن به شماست كه ميگويد واستعينو لموات و انها الكبير الاخاشعين در داغ فرزندانتان كمك جوييد از صبر و نماز و به درستيكه آن نماز دشوار است.

برادرانم امروز روز وارستگى از وابستگى و از قيد و بندهاى دنيوى است. بپا خيزيد تا دير نشده. امام امت اين قلب تپنده مسلمين را تنها نگذاريد كه اگر او را تنها گذاريد جاى شما در جهنم است و از آن ميوه هاى جهنمى كه شبيه سرب داغ است مى خوريد. آخرت را فداى اين يكى دو روزه نكنيد.

از تمام فاميل ها برايم حلاليت بخواهيد تا روحم در پناه خداوند متعال در امان باشد.

در پايان از تو اى برادر عزيز مى خواهم كه اگر من به شهادت رسيدم من را در باغ بهشت همدان در كنار قبر پسر عمويم ايرج اسدبيگى به خاك بسپاريد

والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته .

والسلام على من اتبع الهدى

6 اسفند 64

مجتبى اسدبیگى


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده