وصيتنامه بسیجی شهید تقى اجاقى
سه‌شنبه, ۳۰ بهمن ۱۳۹۷ ساعت ۰۷:۳۰
شما را به خدا به خود بيائيد و اين لحظه بهترين لحظه زندگى شماست. به فريبكارى دنيا گوش ندهيد و همه را به دور بياندازيد كه زمان زمان كمك و يارى حسين است. گوش بفرمان امام باشيد. ما تاريخ را اگر ورقى بزنيم هر كجا كه رهبرى از امت جدا بود آن ملت شكستى خورده اند كه ديگر نتوانستند بلند شوند.

بسم الله الرحمن الرحيم

اين وصيتنامه ها را بخوانيد و دقت كنيد كه انسان را مي لرزاند. امام خمينى

بنام ا... پاسدار حرمت خون شهيدان

ربنا افرغ علينا صبرا و ثبت اقدامنا و انصرنا على القوم الكافرين

پروردگارا بما خير عطا بفرما و قدم هاى ما را استوار فرما و بر دشمنان پيروزمان گردان.

وصيتنامه را با ياد يگانه خالق انسانها و ائمه اطهار و امامان معصوم و حسين فاطمه كه درس چگونه زيستن و چگونه شهيد شدن را به سربازان خمينى آموخت و عشق او همه را به اين وادى كشاند و عشق به اوست كه همه ما شهادت را مانند شير مادر مى دانيم و هر يك از ما دوست داريم كه در ركاب حسين (ع) در عاشورا و حسين زمان 70 بار كشته شويم و باز زنده شويم.

سلام بر زينب زمان بازماندگان شهدا كه با صبر خودشان آمريكا و ابرقدرتها را به زانو درآورند و با پيمودن راه شهدايشان دوباره ياد و نام زينب و زين العابدين را زنده گردانيدند و اسلام را سرافراز كردند.

اى ملت قهرمان من راه خودم را انتخاب كردم راهى كه راه حسين و عباس است و از پروردگار متعال مى خواهيم زمانى كه تمامى كفر در برابر اسلام بسيج شده اند و تمامى روزهايمان عاشورا و زمينهايمان كربلا و ماه هايمان محرم و محرابهايمان قتلگاه شهداى بزرگ وار و كودكانى كه مانند على اصغر حسين به خون خود غوطه ور مى شوند و مظلوم وارانه به شهادت مى رسند و تمامى جبهه هايمان چون جبهه هاى كربلاست از خدا مى خواهم شهادت را به من عطا فرمايد كه شهادت اين تنها آرزوى هر بنده مخلص را نصيب من كند و مرا به آرزوى ديرينه خود برساند.

دنيا ديگر تنگ است و مانند قفسى سر و ديوار پوشيده است. دست خسته است و آماده پرواز است. از دنيا و قفسى كه جز كارهاى فريبكارانه ندارد بايد رفت. هنگام رفتن است. رفتن به ديار عاشقان بسوى الله.

در اين زمان و در اين هنگام كه رهبر ما حسين است از شما عاجزانه مى خواهم كه به بزرگوارى امام فكر و انديشه كنيد و لحظه اى فكر كنيد كه ما در گذشته چه بوديم. مگر نه اينكه ملتى بوديم ترسو ملتى بوديم كه ما را به نوكرى ابرقدرتها مى خواندند و اگر يك فرد خارجى به ايران مى آمد و همه ما را مى كشت باز هم جرات حرف زدن را نداشتيم و همه ممالك دنيا را كشورى نوكر مى پنداشتند و حالا به همت و كوشش پيغمبر گونه امام عزيزمان روح الله و همت اين روحانيان بود كه ما به اين سعادت بزرگ رسيديم كه تمامى ملل دنيا نه تنها از كشور ايران بلكه از يك فرد بسيجى حساب مى برند و در حيرتند كه اينها چه هستند و چه ملتى هستند.

شما را به خدا به خود بيائيد و اين لحظه بهترين لحظه زندگى شماست. به فريبكارى دنيا گوش ندهيد و همه را به دور بياندازيد كه زمان زمان كمك و يارى حسين است. گوش بفرمان امام باشيد. ما تاريخ را اگر ورقى بزنيم هر كجا كه رهبرى از امت جدا بود آن ملت شكستى خورده اند كه ديگر نتوانستند بلند شوند.

آگاه باشيد و اى جوانان خداى ناكرده نكند كه جبهه احتياج به نيروى انسانى باشد و شما كنار ميدانها بگرديد و بى‌تفاوت باشيد و در آخرت در پيش على اكبر حسين و قمر بنى هاشم خجالت زده هستيد و رو سياه و مبادا كه خداى ناكرده در رختخواب ذلت بميريد كه حسین و على اكبر در ميدان رزم شهيد شدند و مبادا در سرگرمي هاى بيهوده دنيوى و غفلت بميرد كه على در محراب عبادت شهيد شد.

اى پدر و مادران نكند خداى ناكرده از آمدن بچه هايتان به جبهه جلوگيرى كنيد و بگوئيد كه ديگران مى روند . زمان زمان حسين است و نگوئيد كه ما اگر زمان كربلا بوديم خودمان و فرزندانمان را فداى حسين مى كرديم. زمان ، زمان حسين است و كربلاى ديگر . آگاه باشيد اگر جلوگيرى كنيد در آخرت در پيش امام حسين و خداى امام حسين روسياه و خجالت زده هستيد چونكه حسين فرزندان و اهل بنى هاشم را هم داد و باز هم مى گفت راضى هستم به رضا و قضاى خدا. بالاخره آگاه باشيد كه فردا در محضر خدا نمى توانيد جواب بدهيد .

اى پدر و مادر عزيزم شما حق زيادى بر گردن من داريد هر چند نتوانستم در اين دنيا حق فرزندى را ادا كنم اميدوارم كه مرا عفو و مغفرت كنيد و در آخر پيش حسين و خداى حسين روسفيد باشيد و مادرم افتخار كن كه چنين فرزندى را در دامن خود بزرگ كردى و چنين شيرى به من دادى كه هدفم آزاد ساختن اسلام و از بين بردن ظالمان مى باشد و از شما مى خواهم تا اينجا كه صبر داشتيد از اينجا به بعد هم صبر را پيشه كنيد و زينب وار باشيد كه خدا با صابران است و مانند مادر وهب باش كه وقتى فرزند خود را در راه خدا داد وقتى سر او را آوردند گفت من چيزى كه در راه خدا بدهم آن را پس نمى گيرم.

هر ملتی که از رهبرش جدا شد به طور حتم شکست خورده است
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده