وصيتنامه شهید ناصر احمدى پرى
سه‌شنبه, ۰۹ بهمن ۱۳۹۷ ساعت ۰۷:۳۰
مادرم اگر خداوند من را قبول درگاهش نمود بايد بدانى كه مسئوليتت زياد ميشود. مردم به چشمى ديگر به تو مينگرند و تو را الگوى خود قرار ميدهند چرا چون كه توانستى با اين همه مشكلات فرزندت را مثل ام ليلا روانه ميدان كارزار كنى. در صحبت كردن، در رفتارت در كردارت بايد اينقدر مواظب باشى كه بگفته امام عزيزمان شما خانواده هاى شهدا چشم چراغ اين ملتيد.

حضور محترم مادر گراميم دعا و سلام عرض مينمايم و پس از سلام و احوالپرسى سلامتى شما مادر گراميم را از خداوند بزرگ طلب مينمايم و اميدوارم كه سلامت بوده باشى و ملالى در بين نباشد و جاى هيچگونه نگرانى در بين نباشد.

خدمت برادران عزيزم همگى دعا و سلام ميرسانم و اميدوارم كه حال همگى آنها خوب باشد. خدمت خواهران عزيزم و بچه هايشان دعا و سلام ميرسانم و سلامتى همگى آنها را از پروردگار طلب مينمايم اميدوارم كه همگى شما صحيح و سلامت باشيد. بارى اگر از احوال اينجانب فرزند خود ناصر خواسته باشيد بحمدالله سلامتى برقرار ميباشد و به دعاگوئى شما مشغول ميباشم .

مادرم هم اكنون كه اين نامه را دارم برايتان مينويسم عازم به يك ماموريت هستيم كه در اين ماموريت اگر خدا بخواهد و بعد از انجام كارمان توفيق شهادت نصيبم شد ميخواستم چند كلمه اى با شما مادر زحمتكش و برادران باوفا و خواهران دلسوز و عزيزم صحبت كنم.

در اول صحبتم ، مادرم از شما درخواست مينمايم كه مرا حلال كنى چون كه ميدانم واقعا من براى شما و پدر مرحومم فرزند خوبى نبودم چون شما سالها زحمت كشيديد و به ياد زحمتهاى پدرم ميافتم كه با چه مشكلاتى لقمه نانى براى ما درمي آورد تا ما شكم خودمان را سير كنيم در صورتيكه خودش گرسنه بود. بياد روزهائى ميافتم كه پدرم با زبان روزه بدنبال كار ميرفت و كار ميكرد تا بتواند مخارج ما را فراهم كند آنهم چه كار پر زحمتى كه كوه را آب مي كند.

بياد دارم وقتى آن مرحوم به سر كار ميرفت اگر چيزى براى خوردن براى او مى آورند كه بخورد بخود ميگفت كه من اين چيز را چطور بخورم در صورتيكه فرزندانم رنگ آن را نديده و آن غذا يا هر چيز ديگر را نميخورد و آن را براى ما مي آورد بياد روزهائيكه برايم تعريف ميكردند ميافتم وقتيكه ما مريض ميشديم يا چيزى نداشتيم لباس خودش را ميفروخت تا اينكه ما را خوب كند يا كه ما را سير كند تا نكند در بين در و همسايه ما كوچك باشيم .

به ياد صحبتهاى او ميافتم كه ميگفت كار ميكنم كه اگر از همسايگان بالاتر نيستيم ولى خوب پائين تر نباشيم خلاصه با اين همه مشكلات كه شما و پدر مرحوم براى بزرگ كردن ما كشيدى تا كه وقتى ما بزرگ شديم عصاى دستتان باشيم و با بزرگ شدن ما حاصل زحمت هاى خود را بدست بياوريد ولى خوب وقتى كه من به سنى رسيدم كه ميخواستم جبران زحمتهاى شما را بكنم جنگ شروع شد و بعد از گذشت چند سال از جنگ وظيفه خود دانستم كه من بايد دين خودم را به اسلام ادا نمايم و وارد سپاه شدم و اينكه در اين مدت چند سال نتوانستم لااقل روزهاى بيشترى را در آغوش گرم خانواده ام باشم ولى خوب مسئله جنگ را مهمتر از اينها ميدانستم.

با تمام اين حرفها از شما مادر زحمتكش و دلسوزم كه شما هم زحمت هاى زيادى كه نميدانم آنها را چطور بيان كنم از شب نخوابى هاى شما بگوئيم از نان درآوردن شما بگوئيم خلاصه با اين همه حرفها كه زدم اميدوارم كه اين بنده را كه زياد شما را اذيت كردم و اين را خودم ميدانم از ناقص عقلى من بوده اميدوارم كه مرا ببخشى و حلالم كنى.

مادرم اگر خداوند من را قبول درگاهش نمود بايد بدانى كه مسئوليتت زياد ميشود. مردم به چشمى ديگر به تو مينگرند و تو را الگوى خود قرار ميدهند چرا چون كه توانستى با اين همه مشكلات فرزندت را مثل ام ليلا روانه ميدان كارزار كنى. در صحبت كردن، در رفتارت در كردارت بايد اينقدر مواظب باشى كه بگفته امام عزيزمان شما خانواده هاى شهدا چشم چراغ اين ملتيد. شما در ميان مردم احترام پيدا ميكنيد خلاصه بايد مواظب باشيد بعد از من شما بايد بيشتر به مسائل اهميت بدهيد.

خود را در فراق من ناراحت مكن چونكه بايد مثل ام ليلا و زينب مقاوم تر باشى و تنها خواسته ديگر ديگر من به تو اين است كه صبر و مقاومت را پيشه خودسازى تا اينكه خداوند شما را در آن دنيا با فاطمه محشور كند.

اما برادرانم اميدوارم كه هميشه سلامت بوده باشيد و از اينكه نتوانستم براى شما هم برادر خوبى باشم اميدوارم كه شما هم مرا ببخشيد و حلالم كنيد و خواستم حالا كه اين نامه را مينويسم چند كلمه اى با شماها هم صحبت كنم. اميدوارم كه به حرفهاى اين برادر كوچكتان گوش دهيد.

همانطور كه ميدانيد مملكت ما اسلامى است و ما هم بايد همه كارهايمان بدستور اسلام باشد. نكند خداى نكرده كارى را بكنيم كه خلاف اسلام باشد كه فرداى قيامت شهدا جلوى شما را ميگيرند.

اگر خداوند مقام عظيم شهادت را نصيب من كند كار شما هم مشكل ميشود چون شما از خانواده شهدا به حساب مي آئيد و همانطور كه گفتم شما در كوچه و محله الگو ميشويد و شما بايد مواظب رفتارتان باشيد و اگر من شهيد شدم نكند خداى نكرده ناراحت بشويد بلكه دست دعا بسوى آسمان بلند كنيد و بگوئيد خداى را سپاس كه ما هم در اين زمان توانستيم براى اسلام خدمتى بكنيم .

بعد از من شما بايد خدمت كردنتان به اسلام بيشتر باشد. بايد بيشتر پابند به انقلاب و اسلام و روحانيت باشيد. اسم روحانيت برده شد نكند خداى نكرده بر عليه روحانيت كه از جانشان مايه گذاشتن و دارند براى انقلاب خدمت ميكنند نكند شما را گمراه كنند و بر عليه آنها حرفى يا خداى نكرده توهينى كرده باشيد كه به گفته امام عزيزمان توهين به روحانيت ضربه به اسلام است. پشتيبان ولايت فقيه باشيد تا خداوند شما را نصرت كند .

بعد از من ديگر جبهه را فراموش نكنيد بلكه بايد بيشتر جبهه ها را پر كنيد كه جنگ بين اسلام و كفر است و اگر در اين مسئله يا مسائلى ديگر كم توجه اى بكنيم ضربه آنرا خواهيم خورد. در تربيت خانواده هايتان بكوشيد آنها را به مسائل اسلام آشنا كنيد. مساجد را خالى نكنيد كه بگفته اماممان شياطين از مساجد ميترسند.

بيشتر از همه چيز و در همه كارهايتان امام عزيز را الگوى خود قرار بدهيد و به حرفهاى او گوش بدهيد خوب همه ما امانت در اين دنيا هستيم و هر وقت كه باشد همه مان بايد برويم يكى زود و يكى دير يكى در بستر و يكى در سنگر و شهيد.

از اينكه برادرانتان را در جبهه از دست داديد هيچ ناراحت نباشيد بلكه به شكرانه خدا بپردازيد در فراق من خود را زياد اذيت نكنيد و دعا كنيد كه خداوند اين شهادت را از برادرتان و خانواده تان قبول نمايد.

و اما خواهرانم اميدوارم كه هميشه شادكام باشيد و چند كلمه اى با شما خواهران عزيزم و دلسوزم از زبان الكن اين برادر كوچكتان. خواهرانم اين را بدانيد كه شما هم بعد از من وظيفه تان سنگين ميشود شما خواهران شهيد ميشويد و در بين ديگر خواهران الگو بايد باشيد و شما زينب زمانه ميشويد و بعد از من شما بايد مثل زينب امام حسين پيام رسان خون شهدا باشيد و بايد مثل زينب صبر پيشه خود كنيد. در تربيت فرزندانتان بايد كوشا باشيد.

فرزندانتان را با مسائل اسلامى آشنا كنيد خودتان به مسائل اسلام اهميت بدهيد خودتان را در فراق من ناراحت نكنيد و از اينكه من نتوانستم برادر آنچنانى كه ميخواستم باشم نبودم و حق برادر و خواهرى را ادا نكردم اميدوارم شما هم مرا ببخشيد و حلالم كنيد و اين را بدانيد كه من راهم را آگاهانه انتخاب كردم و آگاهانه در اين راه قدم برداشتم و اگر يك عده پشت سرم حرفى ميزنند و يا چيزهائى ميگويند اهميت ندهيد چون ضد انقلاب هميشه و در همه حال ميخواهد ضربه بزند.

ان شاءالله كه در آخرت شما هم با زينب و حضرت زهرا محشور گرديد.

خوب بيشتر از اين صحبت نميكنم و اميدوارم كه همگى شما اين بنده فقير و كوچك را ببخشيد در آخر سلامتى امام عزيزمان و سلامتى شما خانواده عزيزم و سلامتى تمامى خانواده هاى شهدا و رزمندگان و مجروحين را از خداوند طلب مينمايم . از اينكه زياد صحبت كردم مرا ببخشيد و از همگى شما التماس دعا دارم.

خدانگهدار.

خدايا خدايا تا انقلاب مهدى خمينى را نگهدار.

والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته .

شما خانواده هاى شهدا چشم چراغ اين ملتيد
شما خانواده هاى شهدا چشم چراغ اين ملتيد
شما خانواده هاى شهدا چشم چراغ اين ملتيد
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده