وصيتنامه دانش آموز بسیجی شهید سلمان سورى
دوشنبه, ۲۸ آبان ۱۳۹۷ ساعت ۰۷:۳۰
خدايا نه به خاطر بهشت و نه به خاطر جهنمت به جبهه آمده ام بلكه فقط رضاى تو را سنجيده ام و مى خواهم كه تو راضى باشى.

به نام الله پاسدار خون شهيدان

ولا تحسبن الذين قتلوا فى سبيل الله امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون

با سلام بيكران به رهبر كبير انقلاب اسلامى و با سلام بر رزمندگان پرتوان جمهورى اسلامى ايران كه در جبهه نور عليه ظلمت مبارزه مى كنند و عاشقانه جان خود را ايثار مى كنند وصيتم را آغاز مى كنم .

خدايا نه به خاطر بهشت و نه به خاطر جهنمت به جبهه آمده ام بلكه فقط رضاى تو را سنجيده ام و مى خواهم كه تو راضى باشى.

مادرم، از اينكه شما را بيش از حد اذيت كرده ام معذرت مى خواهم و اميدارم كه اين زحمات را بر من حلال كنى. مادرجان مى خواهم بعد از مرگ من زياد صبر داشته باشيد و در برابر مصيبت روزگار مقاوم باشى. در ضمن تقوا را پيشه كن و به جان امام دعا كن.

پدرم اميدوارم كه شما هم زحمتهايتان را بر من حلال كنيد و شما نيز در برابر سختى ها مقاوم باشيد و تقوا را پيشه كنى. اما از تو مى خواهم كه بعد از شهادت من مادرم را تسلى بدهيد و اى مادرم تو بودى كه در نيمه شبهاى طولانى من تو را از خواب شيرين بيدارت مى كردم. و اى پدرم تو بودى كه من را نوازش مى كردى و براى من خيلى زحمت كشيدى و واقعا كه آنقدر براى من خدمت كرده ايد كه توان گفتن ندارم.

برادرانم اگر از من ناراحتى ديده ايد شما به بزرگى خودتان مرا ببخشيد و حلالم كنيد و برادرانم سنگر مرا خالى نگذاريد و اسلحه من را بر داريد و اميدوارم كه راه آقايمان امام حسين را ادامه دهيد و اى خواهرم من كه خدمتى براى تو انجام نداده ام ولى اى خواهرم حجاب را رعايت كن و همانند زينب باش كه چندين جوان از دست داد ولى ناراحت نشد چون به خاطر خدا كشته مى شوند و مادرم، همسر محمدكرم نامدار، شما هم مرا حلال كنيد و من از زحمات شما كه مرا شير داده ايد خيلى تشكر مى كنم ولى نتوانستم جبران آن زحماتتان را بكنم ولى شما حلالم كنيد.

وسلام عليكم و رحمة الله و بركاته

سلمان سورى

مورخه 28 آبان 65

نه به خاطر بهشت و نه جهنمت به جبهه آمده ام
نه به خاطر بهشت و نه جهنمت به جبهه آمده ام
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده