نوید شاهد | فرهنگ ایثار و شهادت

آرشیو کامل
خدا رنگين كماني بود بين ما كه در باراني از آتش / اگر شوق شهادت بود بي ترديد بر ما جلوه گر مي شد
۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۸ - ۱۴:۵۲
یوسف عزیزی بنی طرف راوی خاطرات خرمشهر می نویسد: آن شب تا صبح صدای غرش توپخانه به گوش می رسید. هنوز نمی توانستیم صداها را تشخیص بدهیم. بعدها خبره شدیم و همین که صدایی می آمد، زنم می گفت: «چله چله» س یا «خمسه خمسه» یا « توپخونه»
۰۲ ارديبهشت ۱۳۹۸ - ۱۰:۵۲
- اگه قبول نكني روح رضا دلگير مي شه از دست همه مون ناراحت مي شه، به شوهرت بگو بقيه شو رضا بهش قرض داده اگه عمري باقي بود بعد بيست بيست و پنج سال برگردونه
۱۷ فروردين ۱۳۹۸ - ۱۳:۵۳
باز خدا پدر ابوحامد را بیامرزد که به خاطر خاطرخواهی مادرم هم شده خبر را از ژاندارمری راست آورد گذاشت کف دستم، که تا فرصت داری فرار کن یوسف جان که اگر بگیرندت من جواب مادرت را چگونه بدهم مادرت مگر طاقت چقدر غصه را دارد توی این سن و سال
۱۰ بهمن ۱۳۹۷ - ۱۰:۲۴
آمبولانس، آمبولانس، آمبو... دستپاچه آخرین بخیه را روی بازوی مجروح عراقی با پنس گره زدم. از قیافه اش خوشم نمی آمد! دست خودم نبود. پنس و قیچی را کنار مجروح عراقی رها کردم و داد زدم.
۰۳ بهمن ۱۳۹۷ - ۱۱:۰۳
گفتند که چیزی از شهید اورنگی نمی دانیم و در تحقیقها هم به جایی نرسیدیم، اما در بررسی دقیق تر متوجه شدیم که در عکسها، یک نفر همیشه درکنار اوست
۱۱ فروردين ۱۳۹۸ - ۱۰:۳۹
بابای من دروازه ­بان است / دروازه ­بانی فرز و عالی / سد می­کند دروازه‌ها را / با یک عصای خشک و خالی
۱۹ دی ۱۳۹۶ - ۱۵:۰۸
دستور داده بودند که از اوائل ماه رمضان همه بر علیه امام خمینی (ره) و انقلاب و نظام اسلامی مان شعار بدهند. روز اول ماه رمضان فرا رسید؛ ولی هیچ‏‏کس شعار نداد کتک خوردیم اما ...
۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۸ - ۱۷:۱۷
آزاده‌های دربند رژیم بعث عراق، در روز‌های ماه رمضان شرایط ویژه‌تری را درک می‌کردند، وضعیتی که با وجود همه مشکلات و سختی‌ها، آنان را به خدا نزدیک‌تر می‌کرد.
۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۸ - ۱۶:۰۳
آزاده‌های دربند رژیم بعث عراق، در روز‌های ماه رمضان شرایط ویژه‌تری را درک می‌کردند، وضعیتی که با وجود همه مشکلات و سختی‌ها، آنان را به خدا نزدیک‌تر می‌کرد.
۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۸ - ۱۱:۲۹